خلاصه رمان:
داستان دربارهی سوفیا است؛ دختری که عاشق دوست پسر خالش (بهراد) میشود، غافل از اینکه بهراد عاشق دوست سوفیاست و سوفیا را فقط برای بازی میخواهد. و درست زمانی که بهراد میخواهد از سوفیا سوءاستفاده کند، پسرخالش یاسین وارد ماجرا میشود…و چه میشود اگر رازها و زخمهای کهنه سر باز کنند؟
- نام رمان: پسرخاله
- ژانر: عاشقانه،بزرگسال
- نویسنده: سیما نبیان منش
- صفحات: 2760
خلاصه رمان:
یاس دختر زیبا و جذابی که مجبور میشه بخاطرِ پول تو خونه های اعیونیه شهر کار کنه و دست بر قضا با زن و مرد خوش قلبی آشنا میشه که منتظرِ ورودِ تک پسرشون بعد از ده سال به ایران هستن!پسرِ مغرور و نفوذ ناپذیری که همسرش فوت کرده و با یک نوزاد وارد خونه میشه،خونه ای که حالا یه خدمتکار خوشگل و جذاب داخلش هست....
- نام رمان: به گمونم دل من رفته به باد
- ژانر: عاشقانه،خدمتکاری،بزرگسال
- نویسنده: فاطمه ناصری
- صفحات: 2031
خلاصه رمان:
داستان دختری که پس از مرگ نامزدش، طبق رسم خانی، مجبور می شه با برادر نامزدش ازدواج کنه، ولی…و از طرف دیگه دختری که با تمام وجودش عاشق خان سومه، ولی خان زاده اون رو ندید می گیره و با سوگلیش…
- نام رمان: حریم شیطان
- ژانر: عاشقانه،جنایی،اربابی
- نویسنده: یاسمن بیگی
- صفحات: 1178
خلاصه رمان:
یک شب کافی بود تا آیروس، تمام دنیای حامی شود…و یک جدایی کافی بود تا حامی بفهمد چه چیزی را با دست خودش از دست داده.حامی حالا یک خوانندهی مشهور است؛ مردی که همه آرزوی داشتنش را دارند، جز همان دختری که هنوز قلبش برای او میتپد.اما اینبار حامی آمده تا آیروس را برگرداند؛حتی اگر برای بهدست آوردن دوبارهاش مجبور شود غرورش را کنار بگذارد و برای عشقش، به زانو بیفتد.فقط یک سؤال باقی میماند…آیروس هنوز جایی برای مردی که یکبار ترکش کرد، در قلبش دارد؟
- نام رمان: آیروس
- ژانر: عاشقانه،اجتماعی،بزرگسال
- نویسنده: ترانه بانو
- صفحات: 3432
خلاصه رمان:
پدرام، رئیس بیرحم یکی از مرگبارترین مافیای بینالمللی تجارت اعضای بدن، مردیست که دنیا او را هیولا میداند و او خودش را ناجی...او به هیچکس رحم نکرده؛ نه دشمنانش، نه دوستان قدیمی، ...اما همهچیز با ورود یک دختر شروع میشود.کمند، دختری مرموز با گذشتهای خاموش و نگاهی که نه التماس دارد، نه ترس.او گروگان است؟ جاسوس؟ طعمهای در یک بازی بزرگتر؟ وقتی قاتل و قربانی روبهروی هم بایستند، چه چیزی خطرناکتر است؟ انتقام؟ یا دلباختن؟
- نام رمان: نبض ممنوعه
- ژانر: عاشقانه،بزرگسال،خشن،مافیایی
- صفحات: 1959
خلاصه رمان:
داستان دختری بیپناه و مظلوم است که مورد تعرض قرار میگیرد.به مرد کردی پناه میبرد که دشمن خونی پدرش است.قاتل خواهرش!مجبور به ازدواج با او میشود اما آتش انتقام و کینه، دامنش را میگیرد و…
- نام رمان: غضب
- ژانر: عاشقانه،هیجانی،انتقامی،بزرگسال
- نویسنده: شیوا اسفندی
- صفحات: 5072
خلاصه رمان:
هه سو دختر انسانی که با گرفتن دعوت نامه ای که هر هزار سال یک بار به آدمای خاص داده میشه به قصر آسمانی میره هامین که الهه آتش رو مجبور میکنه استادش بشه درست وقتی که عاشقه هامین میشه چیزایی رو از گذشته میفهمه که باعث میشه از بهشت بندازنش بیرون....
- نام رمان: زیبای تاریک
- ژانر: عاشقانه،فانتزی،بزرگسال
- نویسنده: غزل سرخ
- صفحات: 1139
در حال پارتگذاری
خلاصه رمان:
من یزدان احتشامم. ناغافل عاشق دختر خونده ی زیبا و لوندِ برادرم شدم.
دختری که زیر بال و پر خاندان احتشام بزرگ شده اما همیشه از طرز تفکر و عقاید سفت و محکم ما بیزاره.
طنین، دختر یاغی و شیطونی که با مهمونیها، لباسهای آزاد و دوستپسرهاش هر بار خون به جگرم می کنه، حتی نمیدونه مردی که همیشه سرزنشش میکنه، چطور دیوانه وار دوستش داره.
اما وقتی بعد از مرگ مادرش، پای پدر خلافکارش و آدمای خطرناک به زندگیش باز میشه، من نمیتونم بشینم و بدبخت شدنش رو تماشا کنم.
برای نجاتش، مجبورم عشق پنهونم رو به همه نشون بدم؛ حتی اگر طنین، دخترک یاغی و سرتق ام هرگز منو نخواد و تصمیم بگیره با کارا و رفتاراش منو دق بده...
- نام رمان: دلبر یاغی
- ژانر: آنلاین، اجتماعی، بزرگسال، پرطرفدار، داستان عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: آرزو هاشمآبادی
در حال پارتگذاری
خلاصه رمان:
حاج یونس مرد مغرور و متکبری که عشق را فدای منفعت های خودش و آبرو حیثیتش میکند.
پیر مردی با گذشته ی سیاه و پر از راز های مگو کهبعد از ۲۵ سال رد دخترش را از پرورشگاه میزند و سربزنگاه او را پیدا میکند اما چه پیدا کردنی وقتی که عشقی ممنوعه ای را می بیند که قرار است تیشه به ریشه ی آبرو و خاندانش بزند.
ناچارا مجبور میشود دخترکش را به زور پای سفره عقد رقیبش بنشاند.
مردی جدی و با صلابت...مرد سنگ دل و بی قید بندی که محال است دل بدهد به چشمان مظلوم دختر رقیبش چرا که پدرش عزت الله خان ؛ بیوه ی عمویش را برای او زیر سر دارد اما چرخ و فلک روزگار می چرخد تا اینکه ثامر خان مجبور می شود...
- نام رمان: دلبرک ممنوعه
- ژانر: آنلاین، اجتماعی، ازدواج اجباری، بزرگسال، خانوادگی، عاشقانه
خلاصه رمان:
دستش درون موهایم چنگ شد و با کشیدنشان،صورتم را مقابل صورت خودش نگه داشت
روز اولی که پاتو تو این خونه گذاشتی، گفتم قرار نیست هیچوقت ازش بیرون بری... دیگر از آن عسلی های غرق خونش بیزار نبودم، برعکس... دلم جایی میان رگ و پی اش به دام افتاده بود! اما تنفر و جنون او هر روز بیشتر میشد و این دل بیقرار و بی گناهم دیگر طاقت نامهربانی هایش را نداشت. توی صورتم فریاد زد...
- نام رمان: غرق جنون
- ژانر: عاشقانه،ازدواج اجباری،انتقامی،بزرگسال
- نویسنده: هانیه کریمی
- صفحات: 3782