خلاصه رمان:
سرگذشت دختریه که ناخواسته وارد بازی پر خطر میشه و مجبور میشه خیانت بزرگی انجام بده....حنا دختر شاد و سرزنده ای که با برادرش دوقلو هستند،به خاطر اشتباه پدرش توی دام بزرگی میفته !وارد راهی میشه که هیچ تجربه ای ازش نداره و درست تو بدترین شرایط زندگیش درگیر عشقی بزرگ و ممنوعه میشه که چالش های بزرگی رو برای دختر قصمون به همراه میاره اما…
خلاصه رمان:
هانا مهر آیین، افسر جوان پلیس، برای نفوذ به شبکهای مافیایی وارد مأموریتی خطرناک میشود؛ شبکهای که رهبر ناشناس آن با لقب لوسیفر شناخته میشود.در این مسیر، هانا با آریا دادفر، مردی سرد و مرموز، آشنا میشود و آرامآرام دل به او میبازد؛ بیخبر از اینکه آریا همان لوسیفری است که مأمور دستگیریاش شده...
خلاصه رمان:
رها دختر پرورشگاهیه که توی زندگیش سختی های زیادی کشیده و هیچ کسی رو نداره. بر اساس قانون پرورشگاه وقتی به سن قانونی یعنی ۱۸ سالگی میرسه مجبور میشه پرورشگاه رو ترک کنه و چون جایی رو نداره به شمال خونه ی یکی از دوستاش به نام هاله میره اما به خاطر بد رفتاری های شوهر هاله،مجبور به ترک اونجا میشه. توی راه برگشت به تهران ماشینش توی یکی از جنگل های شمال بنزین تموم میکنه و در چنگال پسری مرموز و سیاه پوش که فقط از اون یک جفت چشم مشکی دیده اسیر میشه و تازه بازی شروع میشه! آیا توی این بازی سر به مهر و پر خطر عشقی به وجود میاد...
خلاصه رمان:
باران، دختری که در پنج سالگی پدر و مادرش را در تصادفی مشکوک از دست می دهد، ناچار می شود با عمویش زندگی کند.البرز، پسرعمویش، نخبه ای ست که قرار است برای ادامه تحصیل به آمریکا برود.
باران دل در گرو عشق البرز دارد، اما البرز برای آن که آینده و ذهن او را تباه نکند، احساسش را پنهان می کند.
و درست شبی که البرز و خانواده اش راهی فرودگاه می شوند، حادثه ای هولناک مسیر زندگی باران را برای همیشه تغییر می دهد.سال ها بعد، بازگشت ناگهانی البرز از آمریکا، پرده از رازهایی برمی دارد که باران عمری با آن ها زیسته است.رازهایی از دشمنی پنهان که میان عشق، ترس، انتقام و حقیقت، او را وارد بازی خطرناکی می کند.پایان خوش ...
خلاصه رمان:
البرز از خیانت همسرش وپسرعموش زخم خورده کلی به عمو سیاوش بدهکار دختر سیاوش مراسم عقدش و بخاطر عشق به البرز به هم میزنه، پسر سیاوش که صرع داره دلباخته خواهر خودسر و خود رای البرز هست. این بین سیاوش و همسرش هر کدوم درگیر خاطرات عشق دوران نوجونیشون هستن و گلاره دختری که اسیر اداب و سنتهای غلط قوم و قبیلش شده به اونا پناه آورده و البرز ناجی اونه سیاوش رستوران دار سعی میکنه با ترفندی بچها رو بهم نزدیک کنه تا هر کسی بتونه تصمیم درستی برا آیندشون بگیره...
خلاصه رمان:
در شهری که همه قوانین مشخص و همه آدمها سر جای خودشون هستن، یه مرد وجود داره که اسمش رو هیچ جا نمیبرن. کسی نمیدونه از کجا اومده، چرا همه ازش فاصله میگیرن، یا چرا هیچکس حاضر نیست توی چشمهاش نگاه کنه. بعضیا میگن یه جنایتکاره، بعضیا میگن یه قربانیه، و بعضیا هم معتقدن اصلاً وجود نداره و فقط یه افسانهست.اما وقتی رُها، یه خبرنگار جسور، تصمیم میگیره پرده از این راز برداره، وارد دنیایی میشه که نباید میشد. دنیایی که در اون، حقیقت از دروغ خطرناکتره، عشق از نفرت پیچیدهتره، و نزدیک شدن به یه "مرد ممنوعه"، میتونه به قیمت جون آدم تموم بشه..
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.