دانلود رمان غمگین و گریه دار pdf با پایان تلخ بدون سانسور از سایت آوای خیس با لینک مستقیم و دانلود رایگان رمان های احساسی و غم انگیز
خلاصه رمان:
در دل قصهای پر از رنج و جدال، دو نیروی قدرتمند در برابر هم صف کشیدهاند؛ انتقام، شعلهای سرد که جان را میسوزاند، و عشق، نوری آرامبخش که حتی تاریکترین زخمها را التیام میبخشد. عشق یک واژه نیست، یک معناست، معنای زندگیعشق می تواند دیوار نفرت را فرو بریزدو از دیوار فرو ریخته نهالی تازه بروید،و باران محبت نهال کوچک را تبدیل به درخت پر بار کند.عشقی سوزاناک آغشته به نفرت و انتقاممیان دنیای پیچیده و سرسختمردی از تبار غم که سالها خشم روی خشم تلنبار کرده و تنها آرزویش گرفتن انتقامی بود که استارت آن از صاحب شدن دخترکی معصوم و بی گناه شروع می شد که مهره پر رنگ بازی بود،یعنی قربانی انتقام...
- نام رمان: اقیانوس چشمهایت
- ژانر: عاشقانه،انتقامی
- نویسنده: زهرا مجموعی
- صفحات: 2548

خلاصه رمان:
هنوزم هم دارمزندگیمیکنم با اونی که سالها از زندگی ام رفته ،درد نبودش مرا به مرگ رساند.ای کاشکاش بود،دوباره خیره در چشم و زلف سیاهش مرا به آستانه ای مرگ میرساند .اوج لذت ،و نشئه مرا شیفته و بی طاقت میکرد.آخر با من هرگز از طاقت صحبت نکن ،مرا دیوانه یا مجنون خطاب من ..لاکن سخن از طاقت نیاور..من در حرم دلش بدجور بی طاقتم،در نبرد رقیبان باید ناورد میدان شومدور از او ،متقاعد کردن من کار بس دشوار لست.آخ که او را من جسیم و خوش بوی دلکم خواستم.دلم یکی را میخواست که بسیار خوب باشد که ندانم چرا مرا در آغوش خود نگه داشته.روزگار تلخ !باور نکن چاره اندیشی را نسبت به هر دوام و دوری از عشق را.زمانی فرا خواهد رسید که تنها وقتی به حضورت و منفعت خودشان وسط کارشان باشد ،بدجور به تو نیاز خواهند داشت.مانند عشق،ک وقتی پای هوس در میان باشد ،شاید طعمه شدی..ای معشوق گر من ،مرا حس کن ،براحتی برای عرق تنت،تحیر میشوم.آنقدر که مست و شوریده ام.جایی هستم بین برزخ و بهشت ...تنم پر از نیاز ،قلبم عاجزانه از خدا طلب طاقت میکند..در جایی وجود من فغان میکند ،ک قلبم همانند دیوانگان قه قه می زد.آخر سور و ساز من کجا است؟جایی ماندم که قلبم احساس سنگینی نه سبکی.آخر این چه سرنوشت شیون رازی است .
- نام رمان: طاقت
- ژانر: عاشقانه،غمگین
- نویسنده: زهرا عبدی (دلربا)
- صفحات: 12
در حال پارتگذاری
خلاصه رمان:
اگر دیدید کسی برایتان بی قرار و بی تاب است،بی تاب نگاهتان ،بی تاب صورتتان،بی قرار وجودتان،و از همه مهم تر بی قرار نبودن شما،را آرد بدانید این فرد مریض نیست،بیمار هم نیست این فقط بیماری شما در سینه اش دارد که بی قرارتان است و این اصلا معنای خوبی دارد،که به معنای واقع اگر بیش از حد بی قرار و شیفته ای شما باشد یا(عاشق شما شده)یا اگر این شیفته گری اش کم است یا(دوستتان دارد)که هر دویشان مانند هم هستند ،پس فردی که عاشقتان است ،بیمار و مریض نیست بلکه وجود شما تنها دلیل انگیزه ای او به زندگی است ).(نهایت این عشق و این طرز نگاه تویی ،و آن دو چشمان زیبایت
- نام رمان: طرز نگاه عاشقانه ات
- ژانر: عاشقانه،غمگین
- نویسنده: زهرا عبدی (دلربا)
- صفحات: 5
در حال پارتگذاری
خلاصه رمان:
نگاه دخترک به میز وسط اتاق و لامپی که بالای سرش در حال گردش است و نورش زیادی روی مخ!او را مدام به اعتراف دعوت می کنند اعترافی که هم می تواند او را زنده نگه دارد و هم می تواند او را به پای قرار و سینه چاک جهنم ببرد...حال او محکوم شده،محکوم به چه؟!به اعتراف....آری اعتراف...اعترافی حاصل یک عمر زندگی اوست..تا اعتراف نکند خلاصی نمی یابد..او هنوز در گیر و دار اعتراف است....مرموز و مشکوکیتش همه جا پیچیده...همه فکر می کنند او قاتل است..یک دختر ۲۲ساله ای ،مواد فروش ،قاتل است...او یکی را کشته،او اعدام خواهد شد ،گناهش و جنایتش و جرمش و عملش و کارش همه و همه باعث اعدامش خواهد شد...ولیییی با یک پیشنهاد با یک نظر و با یک همکاری....شاید بتواند جانش را در این دنیا بخرد و دوباره و دوباره به زندگی خود ادامه دهد...زندگی و مرگ را در هم خلاصه کند و عشقی را هم وسط این پای محاکمه بگذارد..
- نام رمان: محکوم به اعتراف
- ژانر: عاشقانه،پلیسی،معمایی
- نویسنده: زهرا عبدی (دلربا)
- صفحات: 363
خلاصه رمان:
رزالین زنی ۳۲ساله که به تازگی از شوهر خود جدا شده و حال عاشق فردی به نام جان جونزی شده اون از زندگی قبلی خود با همسرش صاحب دختری شدند به نام رامونا ،حال جان قصد ازدواج به رزالین را داد و مصمم در امر این کار است ،او به هیچ عنوان رامونا را قبول ندارد و او را یک مانع بزرگ برای خوشبختی خود با رزالین دارد او با تمام حرف هایش رزالین را تحریک میکند و رزالین دست به عمل نابخشودنی می زند که هیچ جبرانی در کار نیست.
- نام رمان: تنها یک مانع
- ژانر: ترسناک،غمگین،اجتماعی
- نویسنده: زهرا عبدی (دلربا)
- صفحات: 66
خلاصه رمان:
دختری که تو سن پانزده سالگی پدرش رو تو معدن از دست میده و به همراه مادر و مادربزرگش زندگی میکنه..نفس تو سن نوزده سالگی عاشق پسرخان میشه؛ ولی..مقاومت میکنه چون فکر میکنه عاشق پسر قاتل باباش ارسلان شده! اما حکم دل کاری میکنه کم بیاره و دل ببازه!..تو همین دلباختگیها معشوقه سابق ارسلان میاد ایران و کارهایی میکنه؛ که به نفع زندگی ارسلان نیست.چه چیزی مانع رسیدن ارسلان و نفس به همدیگه میشه؟!پریا معشوقه سابق ارسلان، چه کاری انجام میده،که به نفع زندگی ارسلان نیست...
- نام رمان: رهایش نمیکنم
- ژانر: عاشقانه،غمگین
- نویسنده: فاطمه مرادی
- صفحات: 818
خلاصه رمان:
توهم قشنگی است که تک به تک لحظات خوش و غم انگیز را تداعی میکنیم رمان از تبار تحقیر و ذلت شدن پسر را دارد که گرفتار توطئه و تهمت های فراوانی از طرف دشمنانش است ..تیرداد برای گذر از پل های خراب شده مسیرهای سختی را در پیش رو دارد او که از دنیای خودش سیر و بیشتر وقت خود را صرف منحل کردن نقشه های دشمنان و رقیبانش را دارد ناگاه و ناحق در این مسیر بسیار دشوار که طاقت فرسا هم است ، گرفتار میشود ،گرفتاری که او خوب و زیبا میداند در گذشته ای نه چندان دور هم این گرفتاری را داشت ،گرفتاری که قلبش را از تپش متوقف میکرد و او را مطیع!منتها هیچ گاه آن اتفاق شیرین را تداعی نکرد حتی برای لحظه ای! حال با دیدن چشمانش و برق نگاهش عشق را برای بار صدم تداعی کرد تا زنده کند اولین دیدار را (شاید به خاطر آورد آن دختر ،دنیا را کجا دیده که اینقدر در قلبش مینشیند و برایش عشق دارد!
- نام رمان: تداعی عشق
- ژانر: عاشقانه،غمگین،طنز
- نویسنده: زهرا عبدی (دلربا)
- صفحات: 418
خلاصه رمان:
باد سردی از سوی حاشیه شهر میوزید بادی که بوی غبار تعفن فاضلاب و بوی تند ادویه های ارزان قیمت خیابانی را با خود حمل میکرد.محله ای بود که خورشید به ندرت جرئت میکرد تمام نور خود را بر آن بتاباند جایی که قوانین با مشت نوشته میشدند و وفاداری سکه ای بود که بهای آن خون بود. این شهر کوچک سایه بزرگتری بود از شهری پر زرق و برق در دوردستها که ساکنانش تنها از زاغه نشینان با نفرت یاد میکردند.اینجا در هزارتوی کوچه های باریک و خانه های فروریخته راگو نفس میکشید...
- نام رمان: زویا
- ژانر: عاشقانه،غمگین
- نویسنده: شیوا بهادری
- صفحات: 40
خلاصه رمان:
نازگل ،جنس مونث با رایحه ای ساده،دل نازک،دختریست که ناز پرورده ای پدر و مادرش است،غم با او و دل او بیگانه است، راست گفته اند اگر پدر و مادرت تو را تربیت نکنند و آنوقت روزگار تو را تربیت می کند آن هم با تجربه های تلخ وسنگینش قضیه از یک ماجرا از یک اتفاق و از یک حادثه شروع میشه،بله از یک اتفاق!!!در یک روز بارانی اتفاقی رخ می دهد که دختر ساده ای ما،میشود درد ،رنج،وسخت حال روزگارمی گذرد دختر داستان ما ،همان چهره ونگاه ونگار و رنگین است فقط فرقش این است که دیگر او ساده ودلنازک نیست او ....
- نام رمان: تعبیر دل همراه با عشق
- ژانر: عاشقانه،معمایی،غمگین،پلیسی
- نویسنده: زهرا عبدی (دلربا)
- صفحات: 515
خلاصه رمان:
بعضی وقتها تقدیر چیزی رو برات در نظر میگیره که خودت رو به در به دیوار میکوبی که عوض کنی؛ اما اون گوشش به این حرفها بدهکار نیست! قلمش رو برمیداره و بیرحمانه روی کاغذ زندگیت مینویسه، من رزا دختری هستم که تقدیر بدجور اون رو به بازی گرفت و حالا من هم و یه قلب شکسته که فریاد میزنه و از آدمهای مهم زندگیش کمک میخواد؛ اما کی به حرف یه دخترک اهمیت میده به نظرتون میشه با تقدیر جنگید...
- نام رمان: لاکونا
- ژانر: عاشقانه،غمگین
- نویسنده: کیانا
- صفحات: 26