خلاصه رمان:یارا همیشه فکر میکرد مشکل، خودشه...حملههای عصبی، وابستگیهای نصفهنیمه و آرامشی که فقط تو موسیقی پیدا میکرد.تا شبی که ورق زندگیش برمیگرده...وقتی بین خودش و کسانی که بزرگش کردن گیر میکنه...اگر خودش رو انتخاب کنه، کسایی رو از دست میده که از پدر و مادر براش عزیزترن.و اگر اونها را انتخاب کنه، باید به سمت بزرگترین ترس زندگیاش بره... و حالا یارا، با تمام شکنندگی روحیش، درست وسط این شرط مرگبار قرار گرفته.نه عشق براش امنه، نه از گذشتهاش میتونه فرار کنه..
خلاصه رمان:
داستان حول محور دختری به نام یغما میچرخد که مادرش را در کودکی از دست داده و در خانهٔ بیبی قمر، نامادریاش، و خواهران ناتنیاش با بدترین شکل ممکن مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. او کتک میخورد، تحقیر میشود و حتی در چاه انداخته میشود. سرنوشت او را به عقد مردی به نام آتلان درمیآورد که در روستا به «پسر شیطان» معروف است؛ مردی که همه از او وحشت دارند. یغما تصور میکند که به جهنم میرود، اما به تدریج متوجه میشود که آتلان خود قربانی گذشتهٔ تاریکی است.
آتلان نیز مانند یغما در کودکی شاهد مرگ مادرش به دست پدرش بوده و از آن زمان با کابوسها و ترسها دست و پنجه نرم میکند. این دو نفر به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند و در میان دردها و رنجها، عشقی عمیق شکل میگیرد. اما شاپور، برادر آتلان، که شخصیت واقعیاش شیطانی است، به دنبال انتقام و نابودی آنهاست.
خلاصه رمان:
داستان درباره زندگی دختری بنام گلرخ هست که شخصیت مستقل و دوست داشتنی دارد..درس و اهدافش خیلی براش مهم هست .بعد از سالها متوجه عشق زیرخاکستر نیما به خودش میشود ..در کش وقوس این عشق ،مصائب فراوانی برایشان اتفاق می افتد نیما بخاطر مشکلات پاپس میکشد...اما گلرخ محکمتر از همیشه با حمایت خانواده اش جلو میرود...اما غافل از اینکه کوه مشکلات و ناملایمات بیشتر وعمیق تر ازآنچه فکر میکند روبرویش خودنمایی کرده ..در آستانه ی چهل سالگی اش وقتی از وخامت بیماری اش مطلع میشود..خاطرات عشق و زندگیش رابه قلم میکشد تا یادگاری برای دخترکش باقی بماند و.....
جنازهی خواهرِ یارا، نامزدِ سهند خان بزرگ آبادی رو صبح زود تو خونه باغ یه مرد غریبه پیدا کردن!سهند خان انتقامِ این رسوایی و بی آبرویی رو از خواهر کوچیک یلدا گرفت!
خلاصه رمان:
بعد از یازده سال مرا به ایران بازگرداندن ،برای دادن حقم ..برای استاد دانشگاه عمویم شدنم،برای ازدواج با دختری که از بچگی برایم نشان کرده بودند،و نمی خواستمش....هیچ چیز آنطور که میخواستم نبود و از همان روز اول به فکر برگشت به انگلیس بودم که تورا دیدم....نگاه همیشه بارانی تو ...نگاه تو به من،وقتی کسی را در دانشگاه به جای من کشتند ...
خلاصه رمان:
چه میکرد این بازی ناجوانمردانهی روزگار؟ بهترین وکیل زنی که از کودکی؛ سختی او را همچون شیر زنی بار آورده بود! از پروندهی قتل رفیقش..رسید به بزرگترین راز خانوادهاش! رازی که زندگیاش را دگرگون کرد...
خلاصه رمان:
در یک شب سرد زمستانی، زنگ خانهاش به صدا درمیآید...بدون آنکه او را بشناسد، به خاطر التماسهایش، برای اولین بار دلش به رحم میآید و به او جا میدهد؛ غافل از اینکه دست تقدیر، برای او چیز دیگری رقم زده است!این رمان دارای صحنههای باز و خشن میباشد و خواندن آن ممکن است برای همه سنین مناسب نباشد...
خلاصه رمان:
عشق و علاقه ی تندر به لیلی بر هیچکس پوشیده نیست. اما لیلی از این عشق سر باز می زند و کسی دیگر را جایگزین تندر می کند. تندر برای برگرداندن عشق خود، رقیب را از میدان به در می کند، که به قیمت زندگی کسی تمام می شود...
خلاصه رمان:
هوژین دختری که زاده ی کردستانه و به شکل مخوف و مرموزی پدر و مادرش رو از دست میده و با مادربزرگش به تهران سفر میکنه حالا هوژین داستان ما برای کار وارد یه عمارت باشکوه میشه...
خلاصه رمان:
سرمه پس از سالها، به دلیل بیماری خواهرش، ناگزیر به عمارت نیک منش برمیگردد؛ خانهای که بیست سال پیش، بهسبب مسیح نیک منش، پسر بزرگ خانواده، از آن دل برید بازگشت او به این عمارت، که مملو از خاطرات تلخ، اسرار پوشیده و یک ازدواج اجباریست، سرآغاز سفر پرابهامی میشود! سرمه که در میان کشمکشهای درونی و خانوادهای آشفته گرفتار است، بهدنبال گشودن معماهایی است که ممکن است زندگیاش را برای همیشه دگرگون سازد...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.