دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان سمپاتی pdf از زهرا نورمحمدی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    سمپاتی
  • ژانر
    اجتماعی،عاشقانه
  • نویسنده
    زهرا نورمحمدی
  • صفحات
    282
لینک های دانلود

دانلود رمان سمپاتی pdf از زهرا نورمحمدی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: اجتماعی،عاشقانه

خلاصه رمان سمپاتی

وقتی توی قصه‌ها از عشق در یه نگاه حرف می‌زدن پوزخند می‌زدم! تا اینکه توی سمپاتی

نگاه تو غرق شدم و فهمیدم زندگی می‌تونه با یه نگاه به مُردگی تبدیل بشه.

من از این فلسفه می‌ترسم، می‌خوام کمکم کنی، شاید بشه دوباره نفس کشید.

این رمان برگرفته از یک زندگی واقعی است، تقدیم به روح پاک بانوی عزیز

لیلا فرخی و خواهر زاده قشنگش…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان هاوام

دانلود رمان بعد از آن شب

دانلود رمان توتیای چشمم

قسمتی از رمان

اتومبیل رو جلوی خونه پارک کردم و بیرمق پیاده شدم!

بابا مثل همیشه قبل از من سلام کرد. جواب سلامم هم از گرسنگی بی جون و کلافه بود! و انگار

بابا فهمید که قضیه از چه قراره. صبح صبحونه نخورده از خونه بیرون زده بودم تا الان که ظهر

شده بود چیزی نخورده بودم و حالا برای خالی کردن یخچال آمادگی کامل رو داشتم.

در حالیکه گوشی و عینکش رو از روی پیشخوان برمیداشت اضافه کرد: ناهارت داغه برو بخور!

ممنونی گفتم و سرسری دست هامو شستم و طبق عادت بالای سر قابلمه توی همون آشپرخونه

نشستم، اصلا حس اینکه پشت میز بشینم نبود. فارغ از هرگونه ظرافت دخترونه؛ درست عین یه

پسر لاابالی مشغول شدم.

بعد از وحشیانه میل کردن ناهارم به اتاقم که طبقه بالای پارکینگمون بود، نگاه سرسری به همه

چیز انداختم؛ خوشبختانه مرتب بود و احتیاجی به ترتیب دادن نداشت. اتاقم از اون خط قرمزای

وحشتناکمه که دربارهاش با خودمم شوخی ندارم، همش یه اتاق متوسط بود که بخاطر ریسه

های بنفش رنگی که دور تا دورش زده بودم بنفش و گاهی صورتی به نظر میاومد و جعبه های

تخم مرغی که با اسپری پرستیژ خاصی گرفته بودن و عکسهامو محصور کرده بودن؛ عاشق

عکس و عکاسی بودم، جدا از عشق وحشتناکم به کامپیوتر.بی حس افتادم رو تخت و درحالیکه…

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 1 / 5. تعداد رای : 1

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین