
دانلود رمان خیالت رفتنی نیست pdf از فاطمه احمدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: ازدواج اجباری،عاشقانه
داستان عشقی که به سرانجام نرسید؛ دختری که عاشق بود ولی پدرش نذاشت دست بذاره
تو دست یار و به اجبار و زور نشوندش سر سفره ی عقد کس دیگه ای پسری که فکر میکرد
این اجبار،خواسته ی دل دختره و همه ی عشقی که به پاش ریخته بوده سرابه و از اون متنفر میشه
و حالا؛ بعد از سالها،دختر میخواد از اون زندگی اجباری و پر از عذاب راحت بشه اما به کمک
نیاز داره تا دختر کوچولوش رو پیش خودش نگه داره! و مجبوره بره سراغ آتیش زیر خاکستر
رمان پیشنهادی:
دانلود رمان مثل پیچک
دانلود رمان لب اناری
قسمتی از رمان
به اتاقمان رفتم و در را به هم کوبیدم دیگر طاقت نداشتم و جانم به
لبم رسیده بود؛ از شدت حرص نفس هایم تند شده بود
با یک تصمیم، سریع چمدانم را از زیر تخت بیرون آوردم
در کمدم را باز کردم و لباس هایم را بدون تا کردن و نامنظم
درون چمدان نسبتا بزرگم با حرص و بغضی که سعی داشتم نشکند، پرت کردم
پالتوی مشکی ام را پوشیدم و کاپشن نفس را با وجود مقاومت و
لجبازی اش بر او پوشاندم
إ بپوش دیگه نفس؛ حوصله ندارما-
نفس که با دیدن بداخالقی های من متوجه شد که
ندارم، لب های کوچکش را آویزان کرد و اعتراضی نکرد
با یک دستم چادرم را نگه داشته و با دیگری چمدان را در دست
گرفتم و گفتم: نفس بیا
با گام های سریع از اتاق بیرون زدم؛ نفس هم دوان دوان پشت سرم می آمد
شروین هم مانند همیشه بی تفاوت به رفتن من نگاه می کرد؛ انگار
برای او هم این قهر و دعواها عادی شده بود
از حیاط بزرگ خانه ی ویلایی مان گذشتم و از خانه بیرون زدم؛
آژانس پشت در منتظر بود….




















داستان این رمانه داستان زندگیه منه من نخوندمش ولی خلاصشو که دیدم دقیقا زندگی خودمه منم عاشق یه پسری هستم و چون بچس و کلا شرایط ازدواج نداره مامان بابام گفتن نه و حالا میخان مجبورم کنن با کسی که دوسش ندارم ازدواج کنم دقیقا زندگی الان منه😪