دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دنیای تبعیض pdf از زینب ۸۲۸۸
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دنیای تبعیض
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    زینب ۸۲۸۸
  • صفحات
    753
لینک های دانلود

دانلود رمان دنیای تبعیض pdf از زینب ۸۲۸۸

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان : عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان دنیای تبعیض

   سرم را بالا آوردم و با رضا و رز چشم در چشم شدم. مانتوی قرمز و شال قرمز جیغش چشمم را آزرد.

روی مبل کرمی رنگ دو نفره کنار رضا نشسته بود و روی خیارش نمک می‌پاشید.

   رضا شاکی به من خیره شد:

رضا- علیک سلام! تا الان کجا بودی؟

سرم را پایین انداختم و سلام کردم.

– سلام داداش، با دوستم دنبال کتاب می‌گشتیم زمان از دستمون در رفت.

   رز خیار را به سمت رضا گرفت.

رضا با اخم و تَخم گفت:

– دیگه تکرار نشه!

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان تن پوشی از هوس

دانلود رمان خون بس

 

قسمتی از رمان

   دروغ چرا؟ قلبم شکست!

قلبم هر روز و هر ساعت در حال شکستن بود. بار چندم بود که قلبم و غرورم هم‌زمان می‌شکستند؟

در اتاق را بستم و چادرم را از سر برداشتم، درکشان نمی‌کردم.

مگر درس خواندن من چه لطمه‌ای به آنها می‌زد؟ خیلی تفریح می‌کردم و اجازه‌ی بیرون رفتن با دوست‌هایم را داشتم و

حالا اینگونه محدود‌ترم می‌کردند و می‌خواستند مانع درس خواندنم بشوند؟!

   راستی گفتم دوست! کدام دوست؟ مگر غیر از ترانه که چند صباح دیگر از اینجا به کرج می‌رفت، کسی بود؟!

آخر چه کسی می‌توانست مرا با این حجم از محدودیت‌های خانواده‌ام تحمل کند؟ قطعا هیچکس!

   من هم صبری داشتم، صبر ایوب! در این خانواده زندگی کردن کار هرکسی نبود!

رمان دنیای تبعیض زینب ۸۲۸۸

  لباس‌هایم را عوض کردم، از کمد قدیمی و قهوه‌ای رنگ گوشه‌ی اتاق کتابی از میان انبوه کتاب‌های درسی‌ام بیرون کشیدم.

تمام حرف‌هایی که درمورد این کتاب شنیده بودم را از یک گوش شنیده و از گوش دیگر دَر کردم.

“رمان؟ مگه بی‌کاری که رمان می‌خونی؟”

” این دری وری‌ها چیه که تو می‌خونی؟ کتاب درسی هم نیست دلمون خوش شه!”

“همین رمان‌ها رو می‌خونی که مغزت با این اراجیف پر میشه فاز اروپایی بودن برمی‌داری!”

  خسته شده بودم، در واقعیت که زندگی چندان دلچسبی نداشتم، حداقل نمی‌گذاشتند در رمان‌ها زندگی کنم و خوش باشم!

با خیال خامی که در رمان هیجان تجربه می‌کنم سرخوش شدم.

زندگی من همین گونه بود دیگر، همراه با شادی‌هایی کوچک به چشم هیچ‌کس نمی‌آمد.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.3 / 5. تعداد رای : 3

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین