دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان قرار ما زیر درخت توت pdf از الف قیصری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    قرار ما زیر درخت توت
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی،جنایی
  • نویسنده
    الف قیصری
  • صفحات
    1949
لینک های دانلود

دانلود رمان قرار ما زیر درخت توت pdf از الف قیصری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان : عاشقانه،معمایی،جنایی

خلاصه رمان قرار ما زیر درخت توت

داستان از انجا آغاز می‌شود که خانه قدسی خانم را برای ساخت‌وساز تخریب می‌کنند. هنگام تخریب خانه،

به ریشه‌های قطور درخت توتی می‌رسند که از گذشته به جا مانده‌است. هنگام بیرون کشیدن ریشه‌ها که مجاور دیوار

خانه همسایه است، دیوار خراب شده و بدتر از آن، از میان ریشه‌ها، استخوان‌های یک انسان پیدا می‌شود.

سها، مستاجر جوان خانه همسایه، خواسته و ناخواسته پا به ماجرایی می‌گذارد که او را به قتلی در سالیان دور وصل می‌کند.

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان طهران لاله زار

دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور

 

قسمتی از رمان

چمدان کوچکش را از زیر تخت بیرون کشید. درش را باز کرد و شروع کرد به جادادن کاغذها و کتاب هایش در چمدان.

بیشتر از لباس و تجهیزاتی این چنینی، داخل چمدانش همیشه پر بود از کتاب و کاغذ تحقیق هایش. نفسی کلافه کشید و

چمدان سنگین را صاف کرد. مجبور بود زودتر از موعد به خانه بازگردد و این را مدیون صبورا بود. بودن با عمه خانمش را دوست داشت

ولی خانواده ی او را دوست نداشت. چند شب دیگر یلدا بود و می دانست دیر یا زود سروکله ی معین پیدا می شود.

از فکر دیدن دوباره ی مردک چشم چران، حالش بد شد.

رمان قرار ما زیر درخت توت الف قیصری

قد صاف کرد و ایستاد. برای ربع ساعت دیگر ماشین خبر کرده بود و وقت داشت به عمه اطلاع داده و از خانه برود.

نگاهش داخل اتاق کوچکش گشت و آهی از سر حسرت کشید. به این خانه و اتاق هیچ دلبستگی ای نداشت.

به هیچ کجا دلبستگی نداشت.  فکرش را اصلاح کرد؛ به جز اتاق کوچک کارش در دانشگاه. روی تختش ملافه ی سفیدی کشید و آن را صاف کرد.

نگاهش را سر داد روی کتابخانه ی کوچکش. روز اول چقدر به خاطر کتابخانه ذوق کرده بود و حالا بعد از گذر سال ها، دیدن کتابخانه هم شادش نمی کرد.

روی کتاب ها که بیشترشان تاریخی بودند دست کشید. روی سر عروسک کوچک فنری اش کوبید و فنرهایش را به حرکت وا داشت.

رو به روی آینه ی کوچک اتاقش ایستاد و یقه ی ایستاده ی بافتش را مرتب کرد. موهای نسبتاً بلندش را گوجه کرد و

بالای سرش برد. کرم زد و لب های همیشه خشکش را چرب کرد..

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.1 / 5. تعداد رای : 7

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین