دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان زهر آلود pdf از ریحانه محمود
مشخصات رمان
  • نام رمان
    زهر آلود
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    ریحانه محمود
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    1732

دانلود رمان زهر آلود pdf از ریحانه محمود

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان زهر آلود

ارغوان در خانه باغ دوستش، برای اولین بار، با کیارش برخورد می‌کند؛ مردی ۳۱ ساله‌ که گذشته‌ای زهرآلود دارد و

بعد از روبرو شدن با ارغوان تلاش می‌کند که ضعف‌های خودش را پشت نقاب بی‌تفاوتی پنهان کند و ارغوان نمی‌داند

که در واقع با چه شخصیتی طرف هست. در مقابل، پگاه که به دلیل آزار و اذیت‌های همسرش به تازگی از او جداشده،

برای نظم دادن به زندگیش، به امیرحافظ سعیدی روانشناس مراجعه می‌کند؛

مردی با خانواده‌ای متعصب و شخصیتی متفاوت که عشق دوران بچگیش بوده.

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان اجبار هوس

 

قسمتی از رمان

چشم که باز کرد؛ هنوز هم میانِ دیوارهای کم پنجره ی خانه ی او گیر افتاده بود. هنوز هم نفس ها یاری اش نمی داد.

هنوز هم صدای قدم های “او” را می شنید. چشم که باز کرد؛ هیچ میانه ای با خوشبختی نداشت.

هنوز هم نفس کم می آورد و هنوز هم “او” را که می دید؛ پرت می شد به اعماق واژه ای به نام “وحشت”! او باز هم آمد و با نگاهش، دین و دنیایش را ازهم پاشید.

نگاه داد به آن چشم ها و بازهم دوستش داشت و نمی خواست که کنارش باشد. “او” بازهم با نهایت توانش،

افتاد به جان تن در به در و کم توان پگاه… بازهم لگد کوبید. بازهم دیوانه شد و پگاه بازهم فریاد زد و “او” رهایش نکرد.

رمان زهر آلود ریحانه محمود

وجودش بازهم لرزید از هجو مِ وحشت و این بار هم، دوید و همین که دست های او برای بار دوم به بازوهای کبودش رسید؛ از دنیای تاریک کابوس ها فرار کرد.

این بار که چشم باز کرد؛ دنیا آرام بود. پگاه میان چهاردیواری تاریک و کم نور اتاق خودش، با وجود تنها بودن، زندگی می کرد.

او بازهم به خوابش آمده بود و پگاه بازهم بیدار که می شد؛ اشک می ریخت. بازهم سر به روی متکای خیس و داغدارش گذاشت.

  این بار که نگاه داد به آسمان میان قاب پنجره، التماس کرد که خدا “او” را به یادش آوردن را تمامش کند. از خدایش هم ممنون بود که این بار

 

قیمت47000

 

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.6 / 5. تعداد رای : 119

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین