دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تابوتم را می خواهم pdf
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تابوتم را می خواهم
  • ژانر
    عاشقانه،تراژدی،جنایی
  • نویسنده
    دینا خالص
  • ویراستار
    سایت آوای خیس
  • صفحات
    1287
لینک های دانلود

دانلود رمان تابوتم را می خواهم pdf 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

توسط:دینا خالص

سبک رمان: عاشقانه،تراژدی،جنایی

چکیده ای از رمان تابوتم را می خواهم

داستان تابوتم را می‌خواهم داستان دختری است که فروخته شده به یک مافیا است آن هم توسط کسی که بزرگش کرده …

کسی که مادر صدایش میکرد ” ازش متنفرم ” و ” لطفا کتکم نزن ” و ” کی تموم میشه “

و … جمله هایی است که دختر هر روز و شب با خود تکرار می‌کند!

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان بازگشت طیطو

بخشی از رمان

به هیچ وجه ، گوش بده به هیچ وجه کاری نمیکنه که باعث بشه به آبروی خانوادگی ما لطمه بزنه !

میدونم که آدم باهوشی هستی و خیلی زود میگیری پس اگه سهل انگاری کنی هیچ بهونه ای رو قبول

نمی کنم و اصلا با هیچ مردی هم گرم نمیگیری ! هیچ کدوم ! از پاشا و سپنتا هم جدا نمیشی ! متوجه

هستی که چی میگم ؟

با دو دلی پرسیدم :

_ اگه موقعیت خوبی داشتم چی ؟

عصبی نگاهش را از من گرفت :

_ همچنان دارم فک میکنم که نقش یک دختر بد بیشتر برازنده تو هست تا یه سورا ! هر کاری میکنی

حواست باشه بقیه چه طور به تو نگاه میکنن !

اوهومی گفتم . با این محدودیت ها و حرف های سجکین واقعا داشتم عصبی میشدم . دست هایم را

در گره کردم . امیدوارم اتفاق بدی نیوفته !

دانلود فایل تابوتم را می خواهم دینا خالص

یک ماشین جلو و یک ماشین هم در عقب لیموزین ما را اسکورت میکردند . وقتی به جلوی عمارت

رسیدیم ، راننده در ماشین را برای ما باز کرد . سجکین و پاشا اول بیرون رفتند و بعد سپنتا ! سپنتا

منتظر ماند تا من هم پیاده شوم . دستم را گرفت و کمکم کرد تا از ماشین بیرون بیایم ! با مهربانی

بازویش را به سمتم گرفت . دستم را دور بازویش حلقه کردم و به سمت عمارت حرکت کردیم..

بازی برای من برد و باخت نداشت ، برای من مرگو زندگی بود ! بیشتر مواقع که غرق ناامیدی میشدم

واقعا خودم را برای مرگ آماده می دیدم اما خب الان شاید حالا که رابطه ام با دو قلو ها بهتر شده

بود ، شاید میشد امیدوار باشم که در نهایت زندهبمانم ! هر چه قدر هم که بیشتر برای سجکین مفید

باشم ، مطمئنا دور انداختن من برایش سخت ترمیشد !

دو نگهبان دو طرف در بزرگ ورودی ایستاده بودندو بعد خدمتکاری به سمت ما آمد و پالتو هایمان را…

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.2 / 5. تعداد رای : 18

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • زهرا
    19 تیر 1404 | 10:34

    نویسنده رمان راضی هست؟( ک رمانش رو رایگان بخونیم)

  • بنین
    26 آبان 1401 | 08:36

    عالی بود ولی فک کنم اخرش نباید اینطوری تموم میشد اخه ادای چیشد

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین