دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آوار بی کسی pdf از مریم پیران
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آوار بی کسی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم پیران
  • صفحات
    499
لینک های دانلود

دانلود رمان آوار بی کسی pdf از مریم پیران

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان آوار بی کسی

طنین؛ مطلقه و باردار!

دو زندگی و دو عشق خاص و عجیب را تجربه می کند؛ با صدرا؛ همسری که بی رحم بود؛ و سرگرد مسیحا راد؛ مردی خاص و خشن اما عاشق و پرشهامت!

عشق؛ برای سرگرد راد، این مرد خشن و سخت یک واژه ممنوعه بود.طنین، زن تنها و باردار، با آمدنش زندگی

مسیحا راد را دگرگون کرد.. گذشته و زندگی عجیب شخصیت هایی متضاد و جالب و مثلث_عشقی خاصی که انتهایی غافلگیرکننده دارد..

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان خانزاده عیاش

دانلود رمان تابوتم را می خواهم

 

بخشی از رمان

صدای خش خش چمدان کوچکش سکوت سرد قبرستان را می شکست. با شانه هایی خمیده و چشم

هایی یخ تر از گودال های تاریک ماه، بی شیله و پیله!چشم هایش یخ تر از همیشه بود. سنگین قدم بر

می داشت و آیا دیگر نایی برای قدم برداشتن هم داشت؟ حاال دیگر به معنای واقعی آواره شده

بود.هضم اتفاقات پیش آمده برایش خیلی سخت بود.آیا واقعا حق نداشت؟شاید اصال برای کسی باور کردنی نبود.

با خستگی چمدانش را رها کرد و سر خاک پدر و مادرش نشست. شاید در حال حاضر تنها جایی که

داشت همین جا بود.شبیه پرنده ای بی آشیانه شده بود. به همان اندازه آواره و به همان اندازه بی خانه و کاشانه!

زانوانش را در آغوشش گرفت و چانه اش را روی دست هایش گذاشت. دیگر نه گریه می کرد و نه حتی

بغض می کرد.یک وقت هایی هم هست که انسان نه زندگی می کند؛نه می خندد و نه گریه می کند.فقط

و فقط نفس می کشد.نفس های بی حسی که کاش آن هم برای او وجود نداشت.که حال که وجود

دارد با مردن چه فرقی می کند؟!

و به راستی که گه گاهی این

مردن بی رنگ و بی حاشیه چه ساده اتفاق می افتد. حتما که نباید جسمت

بی حرکت باشد و درازا به درازا شوی، گاهی آن ته ته های قلبت رنگ تاریکی به خود می گیرد.

رنگی خاموش؛ شاید از از جنس غم!

رمان آوار بی کسی مریم پیران

در چنگال خودش فرو رفته بود و دست هایش را جلوی صورتش گرفته بود. در حالی که دست هایش را

روی زانوانش قرار داده بود، در همان حالت در گذشته اش سیر می کرد. گذشته ای که تنها خاطرات

خوبش مال بچگی اش بود و بس! خاطرات خوب پدر و مادر و خواهر دلبندش، اما افسوس!

آهی کشید که صدایش در سکوت قبرستان گم شد. لعنت بر این زندگی که هر لحظه و هر ثانیه اش

برایش همراه با آه های عمیق دلش بود.در همان حالت در فکر و خیال هایش به سر می برد که ناگهان

صداهایی از پشت سرش به گوشش رسید.تمام بدنش را لرزش هیستیریکی فرا گرفت و تر سیده سرش را

بhghآورد که متوجه تاریکی هوا شد. با دیدن تاریکی هوا ناگهان ترس عجیبی در دلش نشست

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.1 / 5. تعداد رای : 8

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین