دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان اتانازی pdf از م_مطلق
مشخصات رمان
  • نام رمان
    اتانازی
  • ژانر
    عاشقانه،طنز
  • نویسنده
    م_مطلق
  • صفحات
    608
لینک های دانلود

دانلود رمان اتانازی pdf از م_مطلق

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 موضوع رمان: عاشقانه،طنز

خلاصه رمان اتانازی

نعنا یک دختر به شدت سرد و متفاوته که با وجود خانواده داشتنش هیچوقت از اون‌ها بهره نبرده. حالا با مرگ صدراالدین خیزان خیلی اتفاق ها میوفته،

مخصوصا که دیار چهل ساله، نعنای بزرگ شده‌ی متفاوت رو می‌بینه اما این کل ماجرا نیست!

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان قرار ما زیر درخت توت

دانلود رمان سایه گناه

 

بخشی از رمان

صدای چرخ کامیون به گوشم می رسید. استکان کمرباریکم که لبالب پر از

چای بود را به دو هورت باال کشیدم. به سمت در حجره به راه افتادم و میانه ی راه کت مخمل مشکیام را روی شانه انداختم.

-رئیس! رئیـــــــــــس!

زیر لب برای اصغری زمزمه کردم:

– ای زهرمار با اون صدای نکره ات!

و بعد خطاب به او بلند گفتم:

-چه مرگته؟!

نفس نفس زنان به سمت من آمد. به من که رسید، خم شد و دست بر سر

زانو هایش زد. سعی کرد نفسهای عمیق بکشید تا بتواند حرفش را ب زند. بعد از دو دقیقه، گفت:

– رئیس بارا خیلی خرابی توش داره!

بینی ام را بالا کشیدم. آفتاب سر تابستان داشت موهای بستهام را می سوزاند! کوچک شماردمش و آرام گفتم:

– خرابی هاشو بذار واسه آبمیوه فروشا. امروز نیان، فردا نیان، پس فردا دم و

کلاهشون اینجاست! بگو ناصر و یدالله برن بارا رو تحویل بگیرن. صافیش هم  درست کن بزن.

او چشمی گفت و با دو پای بی قرار، از من دور شد. شانه ام را برای تنظیم کت

روی دوشم بالا انداختم. آرام به سمت بار هندوانه قدم برداشتم. اصغری تخم

هندوانه خوب و بد بود! باید خودش را میفرستادم باالا تا خر ابیها را جدا کند و پایین بیاورد.

دست به کمر داشتم بار و بچه هایی که بار را خالی می کردند را نگاه می کردم

که احساس کردم کسی نزدیک من ایستاده بود.

رویم را ترش کردم و با گفتن نچ به رانندهی خاور نگاه انداختم.

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.4 / 5. تعداد رای : 8

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین