دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان خونبس ارباب pdf از م.طباطبایی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    خونبس ارباب
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    م.طباطبایی
  • صفحات
    170
لینک های دانلود

دانلود رمان خونبس ارباب pdf از م.طباطبایی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان خونبس ارباب

چه کار آزموده در بی قرار کردنم استادی

تو چه از درد هایی که در نبودنت این سرنوشت شوم همچون زهر به خوردم داده میدانی ؟

که اینگونه بی تاب میخوانیم ؟

من از ان زخم کهنه ای که بردل حمل میکنی زخمی ترم

دلم کهنه زخم کاری ای را بر دوش میکشد که تو با نفس کشیدنت با کمی بوییدنت تا عمق جان میسوزی توچه میدانی از درد ؟

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان اسیر یک روانی

دانلود رمان دل

دانلود رمان چند درجه بالاتر از غرور

دانلود رمان ترکش خاطرات

 

 

بخشی از رمان

در خلوتگه همیشگیم از بی باک اسب جوان تازه نفسم فرود می ایم و افسارش را رها

میکنم کنار برکه گلهای وحشی زیبایی رشد کرده که برسر ذوق می ایم کناربرکه روی تخته

سنگ بزرگ ی مینشینم به سمت گلهای وحشی دست دراز می کنم وشروع به درست کردن

دسته گل زیبایی می شوم از همان هایی که پدر با دیدنشان لبخند مهربانش را به صورتش

مهمان میکند بعد درست کردن دو دسته گل کوچک و زیبا مجدد سوار بر بی باک میتازم در

پهنه گسترده چمن زار چه لذت بخش است چشیدن طعم عطراگین گل های زنبغ و شب

بو چه هوس انگیز است مزه کردن طعم میوه های تازه باغ ها که درختانشان سر از حصار

باغ بیرون کشیده اند از کنار باغ ها می گذرم و به مزار مادر م یرسم مادری که غریبانه در

خاک ارمیده به یاد می اورم ان صحنه ی دل خراش را که ارباب درنبود پدر چطور وحشیانه

به خاطر تهمتی به مادر حمله کرد بی باک هم جلوی خاک مادر زانو میزند اوهم یاد گرفته

من چه میخواهم دسته گلی را روی خاک مادر پرپر میکنم حرک ت ناگهانی بی باک و صدای

همهمه که از داخل روستا به گوش می رسد ارامشم را دگرگون میسازد به سرعت سوار بی

باک به سمت روستا به راه می افتم باوجود دلهره ای که به جانم می افتد خود را دلداری

میدهم

حتما باز مش رجب با ننه کوکب سر خروس طال دعواشون شده..

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.6 / 5. تعداد رای : 52

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین