دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان زمین به شکل احمقانه ای گرد است pdf از نغمه نائینی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    زمین به شکل احمقانه ای گرد است
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    نغمه نائینی
خلاصه رمان

آیناز در یک خانواده ی گرم و صمیمی زندگی میکند، یک فامیل بزرگ و منسجم که نایاب شدند این روزها، پدر احترام دارد و حرفش حجت است ولی فارغ از دیکاتوری و خشونت! باید دید وقتی آیناز عاشق میشود با آن همه حجب و حیا تکلیف عشقش چه میشود …

دانلود رمان زمین به شکل احمقانه ای گرد است pdf از نغمه نائینی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان زمین به شکل احمقانه ای گرد است

آیناز در یک خانواده ی گرم و صمیمی زندگی میکند، یک فامیل بزرگ و منسجم که نایاب شدند این روزها،

پدر احترام دارد و حرفش حجت است ولی فارغ از دیکاتوری و خشونت! باید دید وقتی آیناز عاشق میشود

با آن همه حجب و حیا تکلیف عشقش چه میشود …

قسمتی از رمان

مشت آب را به صورتم می زنم و بغضم را قورت می دهم. پایین که می روم، ماهان و سالار هنوز در حیاط هستند.

خانوم آقا زیر لب ذکر می گوید و تسبیح می اندازد. مارال هم رفته سر ِ پست ِ قبلی، سراغ پاک کردن برنج. خانوم آقا می گوید:

بیا ننه، این زعفرونو بده آهو، تیلیفون ِ آقاتم بگیر، ببین ناهار نمیان؟ زشته مسافر داریم، خسته و گشنه نگهشون داریم

هاون پر از زعفران را بر میدارم، به مامان آهوا می دهم. بعد به بابا زنگ می زنم که می گوید سر ِ معامله هستند و منتظرشان نباشیم.

دارم سفره را باز می کنم که ماهان و سالار از در ِ رو به حیاط وارد می شوند. سالار می گوید: سلام بر خانوم خانومای خودم!

خانوم آقا دست دراز می کند طرف سالار. – علیک سلام مغز هلم! بعد سر سالار را که خم شده، می گیرد و می بوسد.

سالار راست که می شود، می گوید: چشمت روشن آیناز خانوم! می گویم: برای چی؟! – رسیدن مسافراتون!

ماهان آرام لبخند می زند. می گویم: چشم دلت روشن! خانوم آقا می گوید: دلنگ دولونگ ِ دیگ و دیگچه می اومد… آوردن؟

سالار می گوید: بله. با ماهان گذاشتیم توی حیاط… رسیدم، دیدم وانتیه تو کوچه منتظره. می گویم:

اه! من گفتم در بازه؛ ببره توی حیاط. فکر کردم یکی هست ازش تحویل بگیره

یادم رفت بگم. سالار لبخند می زند. – – قربون حواس جمعت! بعد بر می گردد سمت آشپزخانه. – رسیدن بخیر دختر عمو!

تبریز نه خبر؟ علی آقا چرا نیومد؟ خاله آسیه می گوید: ساغول. امن و امان… علی آقا امشب راه می افته.

سر کار بود. مارال بلند می شود به من کمک کند. از کنار سالار که رد می شود، سالار می گوید …

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 329

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین