دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان یاس pdf از مریم پیروند
مشخصات رمان
  • نام رمان
    یاس
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،درام،بزرگسال
  • نویسنده
    مریم پیروند
  • صفحات
    1496

دانلود رمان یاس pdf از مریم پیروند

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

 ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،درام،بزرگسال

خلاصه رمان یاس

یاس و پرهام با هم یه گذشته‌ی تاریک دارن که هیچکس از رابطه‌شون خبر نداره.

رابطه‌ای که برای یاس از روی اجبار بوده و برای فرارش از پرهام، با عموی اون ازدواج می‌کنه تا پرهام بیخیالش بشه.

غافل از اینکه پرهام باز هم بهش نزدیک می‌شه و بین هردوشون اتفاقی میفته که…

 

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان تعبیر بیداری

دانلود رمان حکم امیر

بخشی از رمان

با باز شدنِ در هال کتابم رو روی میز گذاشتم و از روی مبل بلند شدم.

خان جون تازه از مسجد برگشته بود خونه.

از چشمای خیس و دماغ سرخش فهمیدم بازهم مثل تمام مدتی که برای امام حسین عزاداری کرده همراه عزاداریش به یاد کیانوش و داغِ جوون‌مرگیش مرثیه کرده و به سوگ نشسته.

بدون اینکه متوجهم بشه چادر رو از سر کشید و به آویز زد.

بی‌حال جلو اومد و نیم نگاهی بهم انداخت. هر بار که نگاهم می‌کرد برقی از اشک ، هاله چشماش رو پر می‌کرد.

سلام زیر لبی گفتم. خودمم به خاطر دیدنِ حال و روزش بغض داشتم.

عقب رفتم و اونم با بی حالی سرش رو تکون داد و نشست روی مبل‌ تک نفره و آروم گفت :

– یه لیوان آب‌ میدی عروس؟

– چشم‌ الان میارم.

سریع رفتم براش آب آوردم که همون لحظه صدای زنگ خونه بلند شد.

لیوان رو روی دسته مبل ، کنار خان‌جون گذاشتم و به سمت آیفون رفتم.

با دیدنِ پرهام و مادرش پشتِ در ، تردید بزرگی به دلم چنگ زد، اما چاره‌ای نداشتم و در رو باز کردم.

وقتی برگشتم خان‌جون لیوان آب رو نصفه خورد و توی بشقاب گذاشت.

با دستمال دهنش و رد اشکاش رو تمیز کردو پرسید :

– کی بود مادر ؟

آهی کشیدم و لیوان و پیش‌دستی رو برداشتم و گفتم :

– آقا پرهام و زهره خانمن.

سرش رو تکون داد و گفت :

– می‌شه بی‌زحمت یه چایی دم بدی؟ سرم داره منفجر می‌شه، کاش می‌تونستم یکم بخوابم.

 

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.1 / 5. تعداد رای : 101

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین