دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان هوکاره pdf از مهسا عادلی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    هوکاره
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،روانشناسی
  • نویسنده
    مهسا عادلی
  • صفحات
    2058
خلاصه رمان

داستان درباره دو برادریست که به جبر روزگار،روزهایشان را جدا و به دور از هم سپری میکنند؛آروکو در ایران و دیاکو در دبی!آروکو که عشق و علاقه او را به سمت هنر و عکاسی و تئاتر کشانده است،با دختری  به نام الآی آشنا می‌شود؛دختری که مهارتش در تئاتر و بازیگری زبانزد است. در سوی دیگر داستان دیاکو وجود دارد.دیاکویی که نزدیکانش قصد زمین زدن او را دارند،اما با برگشت او به ایران ورق برمیگردد و همه چیز را تغییر میدهد...!

دانلود رمان هوکاره pdf از مهسا عادلی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،روانشناسی

خلاصه رمان هوکاره

داستان درباره دو برادریست که به جبر روزگار،روزهایشان را جدا و به دور از هم سپری میکنند؛

آروکو در ایران و دیاکو در دبی!

آروکو که عشق و علاقه او را به سمت هنر و عکاسی و تئاتر کشانده است،با دختری  به نام الآی آشنا می‌شود؛

دختری که مهارتش در تئاتر و بازیگری زبانزد است. در سوی دیگر داستان دیاکو وجود دارد.

دیاکویی که نزدیکانش قصد زمین زدن او را دارند،

اما با برگشت او به ایران ورق برمیگردد و همه چیز را تغییر میدهد…!

قسمتی از رمان

-خسته نباشی پسرم، خوش اومدی، واست شام گرم کنم؟ آروکو نوازش انگشتان مادر را به جای تجسم

احساس کرد و لبخندی توام با غمش لب‌هایش را طرح داد. -نه عزیز دلم شام با ال آی بودم!

طناز تبسم کرد و تکانی به تن خواب رفته اش داد بدون شک تخت سفت و سخت آخرین گزینه برای خواب

رفتن بود، اما زمان غرق شدن در خاطرات دوری که در ذهنش نزدیک پنداشته می‌شدند

مهم نبود مکان ناهشیاری زمین خدا باشد یا پرقو! سایه‌ درختان آغشته به مهتاب روی

چهره‌ پسر سوسو می‌کردند و ضربان قلب طناز را بالا می‌رفت.

گناه بود اما آروکو عزیز تر از دو کودک دیگرش بود. آروکو بوی همانی

را میداد که نبود تا بتواند برایش مادری کند. -آروکو فردا یادم بنداز واسه اون بچه چند تا ظرف غذا بکشم

وقت نداره که همش غذای بیرون. احساسات خودشان را در چهره‌ پسر ورق زدند.

لحظه ای غم و افسوس و حسرت و حال خنده. پسر خود را جلو کشاند. روی پا شد و تن کنار مادر روی تخت انداخت.

-یه کم مادر شوهر بازی در بیار خب! چیه انقدر با اون وزه خوبی؟

اصلا من میرم کات کنم باهاش… زنم نشده، بشه چه می‌کنی. طناز با خنده دست به چانه‌ی پسر انداخت.

سر او را از خود جدا کرد و چشم غره‌ ای نثار پسرکش کرد.

-ال ای عین مارال میمونه برای من، ماشالله ماشالله مثل قرص ماهه …

قیمت46000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 570

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ناشناس
    4 اردیبهشت 1403 | 03:04

    قصه هیجان انگیز شد !🤣🖕

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین