دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بی تو میگیره نفسم از کوثر شاهینی فر pdf
مشخصات رمان
  • نام رمان
    بی تو میگیره نفسم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    کوثر شاهینی فر
  • صفحات
    626
خلاصه رمان

صدای قیژ مانندی من را از آن رویای واقعی که خیلی از وقوعش نمی گذشت بیرون کشید و


نگاه خیره ام را از تک شاخه گل رزی که زیاد هم شاداب نبود گرفت و به راست کشیده شد


دختری جوان با دلبری صندلی را عقب کشیده بود و پسرک هم با ذوق به او…

دانلود رمان بی تو میگیره نفسم از کوثر شاهینی فر pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان بی تو میگیره نفسم

صدای قیژ مانندی من را از آن رویای واقعی که خیلی از وقوعش نمی گذشت بیرون کشید و

نگاه خیره ام را از تک شاخه گل رزی که زیاد هم شاداب نبود گرفت و به راست کشیده شد

دختری جوان با دلبری صندلی را عقب کشیده بود و پسرک هم با ذوق به او…

قسمتی از رمان

من این همه ابهت را دوست داشتم و این همه شیطنتش بدجور دلم را به بازی می گرفت. بعد از آقا بزرگ و

پسرهای فامیل او تنها کسی بود که من را فهمیده بود و راه بهتر شدن و خوب شدنم را می دانست.

او برای همه ممنوعه بود، برای من که نبود. برای من هم بود ولی نمی شد که ممنوعه بماند.

تا به خودم بیایم باختم بدجور باختم به اندازهی تمام روزهای باقی مانده ی عمرم باختم. بستنی بخوریم؟

متعجب و با توجه به بخار سردی که از دهانش خارج میشد گفتم: الان ؟ تو زمستون ابرویی بالا انداخت:

آره، من همیشه خاص بودن رو دوست دارم برای همین تو رو انتخاب کردم. با انتخاب من خاص شدى !؟

نه، خیلیا تورو انتخاب کردن اما فقط من تونستم تو رو برنده بشم، اوکی؟ من خاص بودن رو بلد نیستم ..

یاد می گیری، یادت میدم. همیشه برای هر کاری یک اولین باری هست و امکان داره این اولین بار حتی یک بستنی

کاکائویی باشه توی این زمستون، توی این خیابون و با قدم زدن. کاکائویی؟ من همه چیز تو رو میدونم،

یه خانوم کوچولوی سرمایی، عاشق برف و بیشتر بارون، مایل به پیاده روی، بستنی کاکائویی و خیلی هم طرفدار

عکس و ثبت خاطره. بگم باز؟ من این توجه را دوست داشتم. من این همه حواسی که به من جمع بود را دوست داشتم.

چیزی نگفتم و فقط لبخند زدم که کمی به سمت صورتم خم شد و بند نگاهش را به بند نگاهم محکم کرد و جدی گفت:

نخند دختر، مبتلا ترم میکنی، بی قرار ترت میشم! دلم جنبه نداره، عاشق ترت میشه.

برنده شده بود ، همه ی من را برنده شده بود و برده بود

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.1 / 5. تعداد رای : 139

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین