دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان جان پناه و کارداجین از ندا اسکندری pdf
مشخصات رمان
  • نام رمان
    جان پناه و کارداجین
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی
  • نویسنده
    ندا اسکندری
  • صفحات
    2686
خلاصه رمان

جان‌پناه روایتگر زندگی کاوه اباذری پسر ارشد حاج رسول اباذری کاسبکاری قدیمی و متعصب و مذهبی است


که مجبور می‌شود برای رسیدن به باغ انگور میراثی مادرش علارغم


میل باطنی‌اش تن به خواسته‌ی پدر متعصبش بدهد و ..‌‌

دانلود رمان جان پناه و کارداجین از ندا اسکندری pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی

خلاصه رمان جان پناه و کارداجین

جان‌پناه روایتگر زندگی کاوه اباذری پسر ارشد حاج رسول اباذری کاسبکاری قدیمی و متعصب و مذهبی است

که مجبور می‌شود برای رسیدن به باغ انگور میراثی مادرش علارغم

میل باطنی‌اش تن به خواسته‌ی پدر متعصبش بدهد و ..‌‌

قسمتی از رمان

هرچی که دارم و ندارم نه فقط اون باغ انگور پیزوریِ آفت زده که هی وقت و بیوقت میکوبیش تو فرق سرم که سهم الارث مادرمه و اله و بله،

فقط تا جلو دماغتو نبین پسرجان، صوت صدایش را تا حد قابل توجه ای پایین آورد:  یه کار نکن که دوماد هوا برش داره؛

خودی نشون بده بذار بدونن بعد من از این نمد کلاهی واسه اشون درست نمیشه من پسردار نشدم که دوماد جورمو بکشه

که دوماد جا پسرم تو دست و بالم جولون بده و فرمونمو ببره؛ جور کشی هم توقع داره پی اش نذار بعد من متوقع باشن پسر.

خودی نشون بده تا دیر نشده! صورتش سرخ شده بود و نفسهایش کشدار؛ هیچگاه با این پیرمرد خود رای لجوج آبشان توی

یک جوب نمیرفت و حرف هم را نمیفهمیدند و حالا هم از این قاعده مستثنا نبود: هرکی و سهم خودش حاجی من به سهم الارث

خواهرام چشم طمع ندارم الانم اگه اومدم پی اون باغ چون دستخط دارم، وصیت مادرمه، ارثیه ی مادریمه، شمام که دستت

تو کاره میدونی که ارثیه از شیر مادر هم حلال و طیب تره؛ شما نمیخوای که حلال خدای که خودت قبولش داری رو به من حروم کنی؛ میخوای حاجی؟!

نوچی کشید و سگرمه هایش را درهم کشید و با تسبیحش چندین بار ممتد به ران پایش کوبید: _ نمیگیری چی میگم پسر جان!

من نمیخوام نعوذ بالله حلال خدارو بهت حروم کنم ،یا میراث مادرتو بالا بکشم که، اصلاً منی که افتاب لبه بومم کجا میخوام

ببرم اون باغو با خودم؟! لابد اون دنیا اگه بردنی میبود خب اون مادرت که اینو تو دهن تو کاشت میبرد پسر! دست مشت

شده اش را روی زانوانش گذاشت؛ تمام جانش مالامال از حرص و جوش بود: شما که میخوای بدی دست آخر حاجی دیگه چرا امروز و فردا؟

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.2 / 5. تعداد رای : 180

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین