دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان طعم جنون از مریم روح پرور pdf
مشخصات رمان
  • نام رمان
    طعم جنون
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم روح پرور
  • صفحات
    4077
خلاصه رمان

نیاز دختر شرو شیطونیه که مدرک هتل داری خونده تا وقتی کار براش پیدا بشه تفریحی جیب بری میکنه اما کیف


وبه صاحباشون برمیگردونه ( دیوانس) ازطریق یه دوست کار پیدا میکنه تو هتل تهران سر یه اتفاقاتی میشه


مدیراجرایی هتل دستشه..تا زمانیه که صاحب هتل ک پسر جونیه برگرده از فرداش نیاز میمونه یه هتل و یه تِی


کشِ بی اعصاب مریض که نیاز باهاش کل میندازه ولجشو درمیاره تو همین کل کلا و شیطنتا  نیاز یه..

دانلود رمان طعم جنون از مریم روح پرور pdf

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان طعم جنون

نیاز دختر شرو شیطونیه که مدرک هتل داری خونده تا وقتی کار براش پیدا بشه

تفریحی جیب بری میکنه اما کیف و به صاحباشون برمیگردونه، از طریق یه

دوست کار پیدا میکنه تو هتل تهران سر یه اتفاقاتی میشه مدیر اجرایی، هتل

دستشه تا زمانی که صاحب هتل ک پسر جونیه برگرده، از فرداش نیاز میمونه یه

هتل و یه تِی کشِ بی اعصاب مریض که نیاز باهاش کل میندازه و لجشو در میاره

تو همین کل کلا و شیطنتا نیاز یه خالی میبنده که نامزد پسر صاحب هتله …

قسمتی از رمان

عصبی وارد اتاق شدم اصلا حوصله نداشتم کسی بیاید

مخصوصا آن زن که اول از همه گفت نیاز دیوانه است

حال که چند سال گذشته است یادش آمده من دختر خوبی هستم

لگدی به در کوبیدم و فریاد زدم:_الان وقت استراحته

وقت اینه به اون بچه که تو بیمارستانه فکر کنی اما لیست گرفتی

دستت که منو شوهر بدی! آرام وارد اتاق شد دست به دیوار گرفت و گفت:

چرا همچین میکنی

اونا گفتن دارن میان عیادت حالا در مورد امر خیرم حرف بزنن.

_د همین دیگه میخوام که نزنن.

تا همین سال پیش نیاز دیوونه بود چی شد که نظرشون عوض شد؟

-این چه حرفیه خب فهمیدن اشتباه می‌کردن. عصبی گفتم:

میخوام که نفهمن. اخمی کرد و گفت:

-تو چه مرگت شده رفتی تهران عوض شدی

تا دیروز حرف خواستگار میومد از خوشحالی سر از پا نمی شناختی

حالا میگی نیان اون این پسره که از همه نظر ایده آله هم آقاس هم کار خوبی داره

هم دستش تو جیب خودشه پسر پاکیم هست.

روی تخت نشستم و کلافه گفتم: من شوهر نمیخوام مامان.

چشم ریز کرد و خیره ام شد نگاه دزدیدم و گفتم:

یعنی اینو نمیخوام کسی که مامانش بهم گفته دیوونه رو نمیخوام.

-حالا بذار امشب بیان شاید ببینیش خوشت بیاد

-آخه خاله‌ی پسر عموی پسرخاله‌ی من چرا باید بیاد عیادت شما؟

 

قیمت47000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.4 / 5. تعداد رای : 539

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین