دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان رسپینا pdf از زهرا خزائی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    رسپینا
  • ژانر
    عاشقانه،اربابی،خانوادگی
  • نویسنده
    زهرا خزائی
  • صفحات
    200
خلاصه رمان

به زیبایی پاییز، به شکوه ققنوس؛ این داستان رسپیناست. دختری از تبار خورشید و آتش، که با رؤیای علم از


روستای دورافتاده‌اش کوچ کرد و در دیاری غریب، به چشمان دشمن خونی‌اش خیره شد... بی‌آنکه بداند روزی،


تقدیرش با او گره خواهد خورد. اما بازگشت، همیشه آغاز بازگشت نیست. وقتی به روستا پا می‌گذارد، خانه دیگر


خانه نیست، آغوش مادر یخ زده و خاک آشنا زیر پاهایش، بوی خیانت و خاموشی می‌دهد. سرنوشتی برایش با


خون نوشته‌اند… پیش از آن‌که قدم به خاک بگذارد. آیا می‌تواند قفس سرنوشت را بشکند؟ یا محکوم است سر خم


کند، و در خاکسترش دفن شود؟ اما رسپینا دختر تسلیم نیست. او از دل ویرانی، از زیر سایه‌ی مرگ و انتقام،


برخاسته است. و مثل ققنوس، نه یک بار، که بارها از خاکستر خود خواهد سوخت و دوباره خواهد بالید. این قصه‌ی


دختری‌ست که افسانه شد.

دانلود رمان رسپینا pdf از زهرا خزائی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اربابی،خانوادگی

خلاصه رمان رسپینا

به زیبایی پاییز، به شکوه ققنوس؛ این داستان رسپیناست. دختری از تبار خورشید و آتش، که با رؤیای علم از روستای دورافتاده‌اش کوچ کرد

و در دیاری غریب، به چشمان دشمن خونی‌اش خیره شد… بی‌آنکه بداند روزی، تقدیرش با او گره خواهد خورد.

اما بازگشت، همیشه آغاز بازگشت نیست. وقتی به روستا پا می‌گذارد، خانه دیگر خانه نیست، آغوش مادر یخ زده

و خاک آشنا زیر پاهایش، بوی خیانت و خاموشی می‌دهد. سرنوشتی برایش با خون نوشته‌اند…

پیش از آن‌که قدم به خاک بگذارد. آیا می‌تواند قفس سرنوشت را بشکند؟ یا محکوم است سر خم کند، و در خاکسترش دفن شود؟

اما رسپینا دختر تسلیم نیست. او از دل ویرانی، از زیر سایه‌ی مرگ و انتقام، برخاسته است.

و مثل ققنوس، نه یک بار، که بارها از خاکستر خود خواهد سوخت و دوباره خواهد بالید.

این قصه‌ی دختری‌ست که افسانه شد.

قسمتی از رمان

با عجله چمدانم را داخل ماشين گذاشتم و سوار شدم و به کايا گفتم عجله کنه.

کايا راننده و محافظم بود، قرار بود اون توی استانبول بمونه و من تنهايی برم،چون يه سفر موقتی بود.

قبل از اينکه بطور رسمی کارم رو شروع کنم، ميخواهم پدر و مادرم رو ببينم.

پنج سالی بود که ازشون دور بودم.دلم براشون پر میکشيد، چقدر اين دلتنگی سخت و عذاب آور بود.

بیصبرانه منتظر ديدن دو بال هايم بودم، بال هايی که با آنها به بلندترين قله ها ميتوانستم پرواز کنم.

در فکر خانواده و آباديم بودم که ماشين نگهداشت. سريع از ماشين پياده شدم

و سمت باجه ی امنيت رفتم.

بعد از بازرسی های بدنی قسمت مدارک رفتم و بعد کار های مربوطه سمت

کايا که روی صندلی های انتظار نشسته بود قدم برداشتم.

وقتی من را ديد بلند شد و منتظرم ماند، با لبخند به او گفتم:

_خب ديگه اين چند روز رو برو حسابی استراحت کن و خوش بگذرون و

انرژيت رو جمع کن، چون زياد طول نمیکشه برگردم.

برای سرو کله زدن بامن به انرژی مضاعف نياز داری.سرش را پايين انداخت و محجوب خنديد.

کاغذی را سمتم گرفت و گفت:

_اين برگه ی چمدونتون هست، بسلامت بريد و برگرديد. نگران کار هاتون

هم نباشيد، به همشون رسيدگی میکنم. از تعطيلاتتون لذت ببريد، چون قراره

فصل کاری سختی داشته باشيد.

لبخندی به رويش زدم و دستم را دراز کردم که برگه را بگيرم که با تقه ی

محکمی که بهم خورد تعادلم رو از دست دادم و بغل کايا افتادم

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 252

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین