دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان معانقه pdf از مهری هاشمی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    معانقه
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مهری هاشمی
  • صفحات
    2118
خلاصه رمان
شیرین دختری که واسه نجات زندگیش مجبور میشه دست به کارهایی بزنه که از نظر همه اشتباهه. اون با آزاد کردن یه زندانی از زندان و شریک شدن باهاش زندگیش رو از این رو به اون رو می‌کنه‌. پسر خشن و غیرتی که با تمام مردای پولدار اطرافش فرق داره. اون یه مرد پایین شهریه که حتی بلد نیست مثل اطرافیانش حرف بزنه. حالا شیرین می‌خواد این مرد رو به همه نشون بده، اونو همراه خودش معرفی کنه و همین باعث میشه از رازهایی پرده برداری بشه که همه رو شوکه می‌کنه.

دانلود رمان معانقه pdf از مهری هاشمی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان معانقه

شیرین دختری که واسه نجات زندگیش مجبور میشه دست به کارهایی بزنه که از نظر همه اشتباهه.

اون با آزاد کردن یه زندانی از زندان و شریک شدن باهاش زندگیش رو از این رو به اون رو می‌کنه‌.

پسر خشن و غیرتی که با تمام مردای پولدار اطرافش فرق داره. اون یه مرد پایین شهریه

که حتی بلد نیست مثل اطرافیانش حرف بزنه. حالا شیرین می‌خواد این مرد رو به همه نشون بده

اونو همراه خودش معرفی کنه و همین باعث میشه از رازهایی پرده برداری بشه که همه رو شوکه می‌کنه.

قسمتی از رمان

باورم نمی‌شد تو این هوا، تو این ساعت از روز اینجا، تو همچین محیطی منتظر آدمی بودم

که حتی نمی‌دونستم چه شکلیه و قراره با چی مواجه بشم.

تنها چیزی که می‌تونستم تصور کنم یه مرد با موهای تراشیده و کلی جای زخم روی صورتش بود.

یه چهره‌ی کریه که احتمالاً بعد دیدنش فشارم میفتاد و باید با آب قند خودم رو سر پا می‌کردم.

هنوز به درست یا غلط بودن کاری که داشتم می‌کردم شک داشتم ولی دلیل این تصمیم

اینقدر محکم و مهم بود که حاضر بودم بدترین ریسک‌هارو تجربه کنم و در آخر برسم به چیزی که می‌خواستم.

نگاه از محوطه‌ی خاکی پیش رو و اون تابلوی بزرگ زندان گرفتم، مچ دستم رو روی

فرمون کمی سمت خودم چرخوندم و نگاهی به ساعت انداختم، کمی زود اومده بودم

و یه ساعتی می‌شد که اینجا به انتظار نشسته بودم ولی دیگه باید پیداش می‌شد.

قطعاً بعد تموم شدن این کار مسعود رو حسابی تنبیه می‌کردم که جای اینکه

خودش بیاد من رو فرستاده بود و حالا انتظار داشت عصبیم می‌کرد‌.

نیم نگاهی به تعداد کم آدمایی که اون اطراف پرسه می‌زدن انداختم

تو این ذل آفتاب یا بیکار بودن یا مثل من انتظار کسی رو می‌کشیدن.

صدای ملودیه گوشیم که تو فضای ماشین پخش شد، نگاهم رو از اون

در بزرگ سبز رنگ گرفتم و گوشی رو از روی صندلی کناری برداشتم.

با دیدن اسم الناز چشم‌هام رو توی کاسه چرخوندم و با بی‌حالی جواب دادم:

– ها؟

– ها و کوفت، پسره اومد؟

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 578

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • محدثه
    10 اردیبهشت 1405 | 12:23

    خیلی قشنگ بود مخصوصا جاهای طنزش😂

  • مریم
    5 اردیبهشت 1405 | 23:35

    خیلی خیلی زیبا بود مثل همه ی رمان های خانوم هاشمی
    حتما پیشنهاد میشه

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین