دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان که تو در دلم نهادی pdf از مریم سلطانی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    که تو در دلم نهادی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم سلطانی
  • صفحات
    1164
خلاصه رمان

او را که آنجا دیدم، ناخودآگاه روزی را به یاد آوردم که سر خواسته‌ام برای هزارمین بار با مامان یکی به دو کرده بودم.مامانی که راضی به رفتنم نبود و مدام این‌و آن را واسطه می‌کرد تا مرا که انتخابم را کرده بودم و علاج واقعه را در رفتن می‌دیدم، از صرافت بیندازند و راضی به ماندن کند! و اینک مثل امروز...

دانلود رمان که تو در دلم نهادی pdf از مریم سلطانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان که تو در دلم نهادی

او را که آنجا دیدم، ناخودآگاه روزی را به یاد آوردم که سر خواسته‌ام برای هزارمین بار با مامان یکی به دو کرده بودم.

مامانی که راضی به رفتنم نبود و مدام این‌و آن را واسطه می‌کرد تا مرا که انتخابم را کرده بودم و

علاج واقعه را در رفتن می‌دیدم، از صرافت بیندازند و راضی به ماندن کند! و اینک مثل امروز…

قسمتی از رمان

بلند شدم و تا کنار او و آتشی که اگر کمی دیر میجنبید، رو به خاموشی میرفت، رفتم و گفتم:

-میآی تا شمال؟ چوب های داخل حلب را کمی پس و پیش کرد و گفت: -میرسونمت، برمیگردم.

-اومدنت تا این حد لازم بود؟ نگاهم کرد و سپس تلفنش را که طرفش گرفته بودم، گرفت و گفت:

-دوست داری میتونی فراموشش کنی. -اگه لازمه فراموشش کنم، چرا اصلاً گفتی.

تلفنش را توی جیبش انداخت و گفت: -نمیدونم. -پشیمونی الان؟ جوابم را با پوزخندی داد و گفت:

-نه. خوبی گفتنش به اینه، اینجوری لااقل دیگه تا مدتها با خودم درگیر نیستم که چرا نگفتم

که اگه میگفتم الان حتماً ماجرا فرق میکرد و… سکوت و وقفه ی کوتاهش را نگاه من به او شکست.

-من تازه الان فهمیدم که نباید هیچ وقت بیخیال اون چیزی که از ته دل میخوای بشی

الان که فهمیدم؛ درسته صبر کردن سخته، ولی پشیمونی خیلی سختتره!

– زندگی من، دوست داشتن تو بود، که تا مـهمترین راز به امروز به جز تو به هیچ کس نگفته بودم.

ولی امروز با کاری که تو کردی، مامانم فهمید. حتی بابای تو و خاله هم ازش بو بردن.

-بفهمن. مشکلش چیه؟ دستم را بالای آتشی که از میان خاکسترها به نرمی زبانه کشید و بالا آمد، گرفتم و فکر کردم.

-مشکلش؟! -آره. مشکلش چیه؟ نگاهم را از آتشی که توانست سرما را از وجودم دور کند، گرفتم و

سوی او کشاندم که با جدیت تمام به من چشم داشت. توی سرم داشت حرف ها و

اتفاق های آن شب دوره میشد وقتی که آرام میگفتم: -میدونی، الان دارم فکر میکنم مگه

از اون شب چی عوض شده، چه اتفاقی تو این یکسال و اندی افتاده که باعث شده دیگه

نه سن و سال من برای تو مهم باشه، نه موقعیت خودت، نه مردونگی ای که مامانم روش حساب کرده بود!

پلک زدم و گفتم: -الانم که تفاوت سنی من و تو همونه، الانم که…

 

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 574

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین