دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان نازنین مریم pdf از مریم ثروت
مشخصات رمان
  • نام رمان
    نازنین مریم
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی،بزرگسال
  • نویسنده
    مریم ثروت
  • صفحات
    1731
خلاصه رمان

اسم من کارن جیگره بزرگترین مواد فروشی که از ترس تیزیم کسی نمیتونه جیک بزنه تو یه پارتی با دختری آشنا شدم که سر نترسی داشت و به خاطر مواد گوشم رو گاز گرفت و فراری شد.دنبالش رو گرفتم و کم کم عاشقش شدم اما یه روز فهمیدم اون خواهرمه دختر مردی که ازش متنفرم .

دانلود رمان نازنین مریم pdf از مریم ثروت

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،بزرگسال

خلاصه رمان نازنین مریم

اسم من کارن جیگره بزرگترین مواد فروشی که از ترس تیزیم کسی نمیتونه جیک بزنه

تو یه پارتی با دختری آشنا شدم که سر نترسی داشت و به خاطر مواد گوشم رو گاز گرفت و فراری شد.

دنبالش رو گرفتم و کم کم عاشقش شدم اما یه روز فهمیدم اون خواهرمه دختر مردی که ازش متنفرم .

قسمتی از رمان

همونجوری با فکر مشغول داشتم به راه و چاهی که به دختر دمیر نزدیک شم، فکر می‌کردم که سامی محکم رو پام کوبید.

_داداش من کجایی؟ چرا تو لکی؟ انقدر محکم زد که یه آن به خودم اومد و انقدر عصبانی شدم

که با پشت دست تو تخت سینه‌اش کوبیدم. سامی مثل بچه‌ها نفسش گرفت و از درد سینه شو مالید.

_مثل آدم نمی‌تونی بپرسی؟ آخه هی دارم باهات حرف می‌زنم، اصلا اینجا نیستی.

چی تو اون نوشابه است که بردتت هپروت؟ _حالم خوب نیست، فکرم درگیره ابله!

_خب بنال دیگه! چه مرگت شده؟ _اوی با من درست حرف بزن. _خب بگو دیگه ما رفیق بستی همدیگه‌ایم.

به من نگی به کی می‌گی؟بی‌مهابا بدون فکر لب زدم: آقامو دیدم! سامی چشماش گشاد شد و به آنی سمتم برگشت.

_چی؟ آقاتو؟ تو که گفتی نفله شده؟ پوزخندی زدم: نه بابا سر و مرو گنده است، از من سالم‌تر و رو پا تر! _کجا دیدیش؟

اومده بود سراغت؟و مثل دخترای چهارده ساله دستاشو تو هم گره زد و گفت:

وای نگو که مثل این فیلم هندیا، بابات یه مردک پولدار خر پول و رو به موته که اومده تا ارثشو

دو دستی بهت بده. تلخندی زدم چقدر دل سامی خوش بود. _اتفاقاً مایه دارم هست!

_نه بابا شانس بهت رو کرده‌ها! اینکه خبر خوبیه لعنتی! برای چی ناراحتی؟

_می‌دونی چه جوری پیداش کردم؟ پریروز که سراغ ننم رفتم تا براش جنس ببرم

سر دردو دلش وا شدو گفت که آقام زنده است. اسمشم دمیر کریمیه.

گفت مایه داره و سرش به تنش می‌ارزه. ما هم خر شدیم و رفتیم دنبالش.

فکر می‌کنی چی دیدم؟ _خب بنال دیگه؟ چرا قسطی حرف

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 546

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین