دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان حریر سرخ pdf از کوثر.ب
مشخصات رمان
  • نام رمان
    حریر سرخ
  • ژانر
    عاشقانه،خون بسی
  • نویسنده
    کوثر.ب
  • صفحات
    385
خلاصه رمان
من بی‌گناه مجازات شدم! به خاطر خطای برادرم رضایت دادم  به یه خطا . به من میگن عروس خون‌بس! وارد عمارتی شدم که همه ازم متنفرن و ترسناک‌تر از همه‌ی اونا مرد جذاب و بی‌رحمیه که حکم همسرم رو داره... اون فقط هدفش شکنجه‌ی روحی و جسمیه منه تا از این راه انتقام خون خواهرش رو بگیره ... یه مرد مغرور و جذاب! ثروتمند و مقتدر! بی‌احساسه اما با زن‌های مختلف رابطه داره از یه جا به بعد زندگیش به هم می‌ریزه...

 

دانلود رمان حریر سرخ pdf از کوثر.ب

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،خون بسی

خلاصه رمان حریر سرخ

من بی‌گناه مجازات شدم! به خاطر خطای برادرم رضایت دادم  به یه خطا . به من میگن عروس خون‌بس!

وارد عمارتی شدم که همه ازم متنفرن و ترسناک‌تر از همه‌ی اونا مرد جذاب و بی‌رحمیه که حکم همسرم رو داره…

اون فقط هدفش شکنجه‌ی روحی و جسمیه منه تا از این راه انتقام خون خواهرش رو بگیره …

یه مرد مغرور و جذاب! ثروتمند و مقتدر! بی‌احساسه اما با زن‌های مختلف رابطه داره

از یه جا به بعد زندگیش به هم می‌ریزه…

قسمتی از رمان

چند تقه ای که به در چوبی اتاقش خورد باعث شد نگاه از پرونده ی روی میزش بگیرد.

تکیه به صندلی اش داد و دست روی سینه قلاب کرد: بیا داخل… در باز شد و منشی با لبخندی بر روی لب وارد شد.

مانند همیشه آراسته بود اما عطر شیرینش باعث شد رستاک بینی اش را چین دهد.

لب های خندانش را از نظر گذراند و در آخر خیره در چشمان آرایش کرده اش جدی و بی انعطاف پرسید:

چیشده امروز کبکت خروس می خونه ؟ زن با خجالت لب گزید و بعد از مکث کوتاهی با شور و انرژی گفت:

لیلی برگشته قربان…

ناباور و متعجب ابرو بالا انداخت : لیلی زند؟ لبخندش وسعت گرفت: بله قربان خودشون هستن…

لیلی بازگشته بود! همان دخترک پر ناز و غرور! از جا بر خاسته بود و دخترک را رصد می کرد.

چند سالی از آخرین دیدارشان می گذشت اما او هنوز هم زیبا بود… صورت ظریف…

لب های کوچک و سرخ… گونه های برجسته… بینی استخوانی… و در آخر چشمان لعنتی اش!

آخ که آن چشمان سبز رنگ و خمارش پدر در آوَر بود! او زیبا بود و از هر نظری می توانست ایده آل یک مرد باشد.

دخترک با دلتنگی نگاهش می کرد.

 

قیمت45000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 474

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین