
دانلود رمان خودشکن pdf از منا امین سرشت
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،مافیایی،پلیسی
خلاصه رمان خودشکن
داستان خودشکن روایتگر دنیای دختر و پسری است که دست سرنوشت آنها را کنار هم قرار میدهد.
یکی درگیر هویت و گذشتهاش و دیگری درگیر غرور و بریدن از خانواده است.
کنار هم بودن این دختر و پسر درسی بزرگ را برایشان به ارمغان میآورد
که خواندن آن خالی از لطف نیست.
قسمتی از رمان
سوئیچش را با حرص از کیفش بیرون آورد و قبل از اینکه دزدگیر را فشار دهد، از دستش به زمین افتاد.
تنش داغ بود اما دستانش از سرما سِر شده بود. خم شد سوئیچ را بردارد اما دستی جلوتر از او برای برداشتن آن اقدام کرد.
نفسهایش تند و نامنظم بود. با همان خشم سر بالا آورد تا صاحب دست مردانه ای که سوئیچش را برداشته بود
مورد لطف قرار دهد اما دیدن پاکان مثل آب خنکی بود که روی آتش گُرگرفته اش ریخته شد و کمی از شعله هایش را کم کرد.
خواست سوئیچ را بگیرد اما پاکان با همان خونسردی ذاتی اش دست او را گرفت و سمت دیگر ماشین فرستاد.
ــ سوار شو، من پشت فرمون میشینم.
بدون هیچ حرفی ماشین را دور زد و روی صندلی کمک راننده نشست فقط وقتی پاکان پشت فرمان جا گرفت پرسید:
ــ پس ماشین خودت؟
ــ ماشین نیاوردم. قرار بود با سهراب برگردم که گفت باید یه سر بیاد پیش شما. منم بدم نیومد بیام ببینمت، دیگه فکر نمیکردم
قراره با یه همچین نمایش نابی رو به رو بشم.
دنده را جا زد و فرمان را سمت خیابان پیچاند. آیه نگاهی به باز و بسته شدن های در مرکز خرید انداخت، خبری از سهراب و سمانه
و… آرش نبود.
بیاختیار زمزمه کرد:



















