
دانلود رمان هم قفس عقاب pdf از مهسا زهیری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
برشی از زندگی دختری به اسم چکاوکه اما در طول داستان رازها و گذشته ی شخصیت های دیگه هم برملا میشه.
در طول داستان می بینیم که چطور یه حادثه یا یه انتخاب می تونه زندگی کسی رو نابود کنه.
قصه، قصه ی جبر و عواقبشه. داستان با رسیدن خبری از خواهر گمشده ی چکاوک
شروع میشه که شش ماهه همه ازش بی خبرند. چکاوک برای پیدا کردن سرنخ های
دیگه وارد ماجراهای تازه ای میشه و به آدم هایی نزدیک میشه که نباید.
چکاوک شخصیت متفاوتی از بقیه ی دخترهای رمانهای مهسا زهیری داره.
کمی آسیب دیده تر و تیره تره و از انجام هیچ کاری به خاطر آدم هایی که دوست داره نمی ترسه.
قسمتی از رمان
همون جا به تخت پشتش تکیه داد. دستش رو روی زانوی خم شده اش گذاشت و
مثل کسی که از قله ی اورست برگشته گفت:
وقتی از جنگیدن خسته میشی چکار میکنی؟
چکاوک کمی جلوتر رفت و جلوی چارچوب ایستاد.
ایمان ادامه داد:
اون موقعی که کتک می خوری؟
لب های چکاوک باز شد، اما حال اون لحظه ها چیزی نبود که بتونه در موردش حرف بزنه.
ایمان دوباره گفت:
اون موقعی که دیگه نای تکون خوردن نداری ولی باید ادامه بدی…
می خوای همون لحظه یه دستی بیاد برت داره ببره یه جای بی نام و نشون…
یه جایی خاکت کنه به همه بگه دیگه تموم شد.
دست از سرش بردارید.
دست های چکاوک از هر دو طرف آویزون شد و به چشم های ایمان زل زد که انگار داشت حال چکاوک رو مو به مو میگفت.
بغض داشت و سوزش اشک رو حس می کرد ولی زبون توی دهنش نمی چرخید.
ایمان اضافه کرد؛
اون دست هیچ وقت نمیاد چکاوک!



















