دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان شب سیاه pdf از زهرا عبدی (دلربا)
مشخصات رمان
  • نام رمان
    شب سیاه
  • ژانر
    پلیسی،جنایی،عاشقانه،هیجانی
  • نویسنده
    زهرا عبدی (دلربا)
  • صفحات
    1177
خلاصه رمان
در این رمان موضوع در باب کارگاه جان پلیس جوان است که پرونده ای سختی به پستش میخورد او سه سال درگیر این پرونده میشود به طوری که از همه چیز میگذرد تا ۲۳تا قاتل زنجیره ای ادم خواری را پیدا کند حال او نیمی از قاتل های سریالی را پیدا کرده و اندکی از آن ها باقی مانده که در این مسیر با کمک دوستان نزدیکی موفق به پیدا کردن آنها هم میشود !)

دانلود رمان شب سیاه pdf از زهرا عبدی (دلربا)

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: پلیسی،جنایی،عاشقانه،هیجانی

خلاصه رمان شب سیاه

در این رمان موضوع در باب کارگاه جان پلیس جوان است که پرونده ای سختی به پستش میخورد

او سه سال درگیر این پرونده میشود به طوری که از همه چیز میگذرد تا ۲۳تا قاتل زنجیره ای ادم خواری را پیدا کند

حال او نیمی از قاتل های سریالی را پیدا کرده و اندکی از آن ها باقی مانده که در این مسیر

با کمک دوستان نزدیکی موفق به پیدا کردن آنها هم میشود !

قسمتی از رمان

پیتر یک تای آبروی خود را بالا انداخت به دیوید که سعی در کنترل کردن خنده اش داشت کرد.

دیوید :چیه !؟من صلاحتو میخام.

سارا خنده ای عصبی کرد و لب زد:لطفا تموم کنید این بازی رو من فقط یک کارگاهم.

دیوید :به پای پیتر ک نمی رسی میدونید چند سال درگیر یک ماموریت!؟

سارا نگاه بی تفاوتی نثار پیتر انداخت .

سارا:کارگاه جان بسیار سخت گیر هستند بنظرم باید کمی مسئلع رو ساده بگیرن.

ابروهای دیوید بالا افتاد پیتر نیشخندی زد.

دیوید:سارا قطعا تو بخاطر بی حواسیت هست ک هنوزم نتونستی یک کارگاه ماهری بشی!

سارا یکه خورد و اخم کرده لب زد:لطفا آقای راسل من باید به سفر برم این پرونده برای من کلی کار داره!

راسل چیزی نگفت و پیتر دست به سینه با کلافگی لب زد:

من به عهده میگیرم آقای راسل بذارید کارگاه سارابه سفرشون رسیدگی کنن.

دیوید حیرت زده گفت:اوه پیتر!

سارا با خوشحالی نگاه پیتر کرد.

پیتر با خستگی لب زد:من فقط دوست دارم به کارم برسم مثل بعضی ها نیستم که از زیر کارم در برم.

این طعنه را به سارا زد و از اتاق بیرون رفت و دیوید خندید وسارا خنده اش را خورد لبخند مصنوعی زد.

 

 

قیمت41000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 129

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین