دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آخرین شبگیر pdf از مهدیه سیف الهی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آخرین شبگیر
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مهدیه سیف الهی
  • صفحات
    994
خلاصه رمان

«رستا کرامت» فرزند ارشد «اردشیر کرامت»، مادرش را در کانادا تنها می‌گذارد و به ایران می‌آید تا به مشکلات‌ کاری‌شان رسیدگی کند. ناگهان با خبری که به او می‌رسد، تصمیم نابودی مردی در سرش جولان می‌دهد؛ مردی که خواسته یا ناخواسته گذشته و خانواده‌اش را به لجن و غم کشیده و او را درگیر غربت کشوری دیگر کرده بود. «گرشا رستگار»، همسر سابق رستا و مربی بدنسازی به‌ نام یکی از تیم‌های فوتبالی، با نامزدی‌اش، آتش خشم او را برمی‌انگیزد تا با رستای جدید و لوندی که از خود ساخته، این مرد را به تخت خیانت بکشاند و آینده‌ و شهرتش را به نابودی مطلق برساند اما با دیدن دوباره‌ی او ورق برمی‌گردد و...

دانلود رمان آخرین شبگیر pdf از مهدیه سیف الهی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان آخرین شبگیر

«رستا کرامت» فرزند ارشد «اردشیر کرامت»، مادرش را در کانادا تنها می‌گذارد و به ایران می‌آید تا به مشکلات‌ کاری‌شان رسیدگی کند. ناگهان با خبری که به او می‌رسد، تصمیم نابودی مردی در سرش جولان می‌دهد؛ مردی که خواسته یا ناخواسته گذشته و خانواده‌اش را به لجن و غم کشیده و او را درگیر غربت کشوری دیگر کرده بود.

«گرشا رستگار»، همسر سابق رستا و مربی بدنسازی به‌نام یکی از تیم‌های فوتبالی، با نامزدی‌اش، آتش خشم او را برمی‌انگیزد تا با رستای جدید و لوندی که از خود ساخته، این مرد را به تخت خیانت بکشاند و آینده‌ و شهرتش را به نابودی مطلق برساند  اما با دیدن دوباره‌ی او ورق برمی‌گردد و…

قسمتی از متن رمان

بی تعارف به روی صندلی که اشاره کرد قرار گرفتم و چشمانم را در صورت گرشا انداختم. بدون هیچ خجالت و حتی عذاب وجدانی…

چه کسی باورش میشد این صورت خونسرد من بعد از تحمل هفت سال درد باشد؟ بعداز هفت سال کلنجار رفتن و غصه. گوشه‌ ی لبم را از درون دهان به دندان کشیدم و دستانم را به روی میز درهم قلاب کردم نگاهی به سراسر صورت اخم آلود و جذابش انداختم و پرسیدم: احوال شما چطوره گرشا جان؟ جان را از قصد، با لحن و صدای نازک بهار بیان کردم که نگاهش را از روی میز و کیک درون بشقابش برداشت و تیرش را در اعماق قلبم فرو کرد…

-نمی‌دونستم اومدی!

از شنیدن صدای بم خاصش بعد از این همه سال آن هم از نزدیک و بدون هول و ولای این که مبادا حین چک کردنش با پیج فیک در لایوهایش لو بروم،تمام وجودم به هیجان و اعتماد به نفس بیشتری نشست و لبخندی عمیق تر تحویلش دادم. ناخن های بلندم را در میان موهایم کشیدم که نگاهش ….

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 636

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین