
دانلود رمان نقاب pdf از بهاره حسنی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی
خلاصه رمان نقاب
لونا ، فرهاد و عباد از بچگی با هم بزرگ شدن.. حالا لونا و عباد عاشق همدیگه ان و حتی یه بار رابطه برقرار کردن ولی عباد با همه عشقش به لونا، مدتیه محتاط شده…و سعی در دوری از لونا رو داره چون…
قسمتی از متن رمان
هوا گرم بود آخرین روزهای شهریور بود اما گرمایی معادل تیر ماه داشت.انگشت اشاره ام را دور یقه ام کشیدم تا کمی هوا در زیر یقه ، ردوبدل شود.کت و شلوار کراوات آن هم در این هوا خودکشی با گرما بود!خودم هم میدانستم اما باز هم آنجا نشسته بودم و مذبوحانه تلاش می کردم که در عرق و گرما ، غرق نشوم …و بعد از تنها نیمی از مسیر کولر ماشین خراب شد حالا غلام راننده داشت در دبه در به دنبال تعمیرگاه میگشت…اما در روز تعطیل آن هم این موقع از روز ،جای زیادی باز نبود و آنهایی که بودند ، مورد سلیقه غلام نبود.راننده ام سلیقه بالایی در انتخاب هر چیزی که مربوط به کارش بود ،داشت اگر کسی به شغلش عشق می ورزید ، او قطعا غلام بود
جوان بود و عاشق ماشین و سرعت انچنان با ماشین رفتار می کرد که انگار یک زن است..یک زن زیبا که او وظیفه خودش میدانست که با لاس زدن و ابراز عشق های زیاد او را رام خودش کند…
قیمت50000



















