
دانلود رمان جوانه pdf از مهسا رمضانی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،جنایی
خلاصه رمان جوانه
جوانه و امیرحسام بعد از هفت سال از هم جدا میشوند، این درحالی است که امیرحسام دوست ندارد او را طلاق بدهد حضور گاه و بیگاه امیرحسام در اطراف جوانه، سختگیریهای برادرها بعد از طلاق، باعث میشود که او به پیشنهاد دوستش، تهران را برای مدتی ترک کند این در حالی است که امیرحسام سایه به سایه به دنبال اوست و شهری که جوانه انتخاب کرده است، گذشتهها را توی صورتش خواهد کوبید..
قسمتی از متن رمان
چشمانم به خون نشسته بودند و میسوختند. دردش تا پس سرم رفته بود و عجیب بود که میدیدم او هم گریه میکند و اشک میریزد. امیرحسام… گریه میکرد.
ــ عزیزم… عزیز دلم… تو رو خدا این کارو با خودت نکن. بهم گوش بده! دوستت داشتم همیشه. همیشه… حتی وقتی که خبط کردم و طلاقت دادم. میفهمی؟ من همیشه دوست داشتم جوانه!
«از سر شب تا به سحر سوختن
حادثه را از دو سه سر سوختن»
ــ حتی وقتی که با زنهای جدید رابطهی جدید شروع کردم هم تو رو میدیدم. غرق شدم تو نوشیدنی که از یادم بری. گفتم جوانه خودش خواست بره! گفتم که میخورم تا فراموشش کنم. گفتم که پناه میبرم به گند و کثافت تا از یادم بری اما نشد. یه کلمه همه جا بود. روی همه ی زندگی… جوانه بود و جوانه. تمام زندگیم شده بود یه اسم که از همه مخفیش میکردم. کار به جایی رسید که از خودمم تو رو مخفی کردم.
«خانه خرابی من از دست توست
آخر هر راه به بن بست توست»
ــ همه بهم حرف میزدن. میگفتن خاک بر سرت که از دستش دادی. میگفتن تو از من سری و من با تمام وجود ایمان آورده بودم به بودنت… به خانم و خوب بودنت اما نمیخواستم بازم قبول کنم!
«قحطی حرف است و سخن سالهاست
قفل زمان را بشکن سالهاست»
دستهایم را تکان داد که ببینمش… که نگاه طوفانیم را به او بدوزم.
ــ که سرم خورد به سنگ و دیدم هرجا میرم نمیشه ازت دست بکشم. دیدم اشتباه کردم و دارم تو کثافت زندگیم غرق میشدم. خودمو کشیدم بالا که بیام دنبالت و در حد تو باشم. در حد زن مهربونی که برام همه جوره تلاش کرد. جوانه جان… میشنوی صدامو!
قیمت46000



















