دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان خودت را بخوان pdf از بهار سلطانی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    خودت را بخوان
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی
  • نویسنده
    بهار سلطانی
  • صفحات
    2565
خلاصه رمان
همه‌چیز از اون شبی شروع شد که شاهان از طبقه ششم هتل سقوط کرد..شاهان پسر خوش‌گذران و بد دهن، از یه خانواده متمول و آزاد، برای دقایقی می‌میره و به عالم دیگه‌ای سفر می‌کنه، توی اون عالم چیزهای باورنکردنی می‌بینه، یه بار دیگه بهش عمر دوباره داده میشه، اما پایِ اون برگه رو شاهان به یک شرط امضا می‌زنه.سند زنده بودنش رو امضا می‌زنه و به زندگی برمی‌گرده، اما متاسفانه شرطش رو یادش میره...فرصت براش کمه و وقتی اینو می‌فهمه که برای اولین بار عاشق میشه...

دانلود رمان خودت را بخوان pdf از بهار سلطانی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی

خلاصه رمان خودت را بخوان 

همه‌چیز از اون شبی شروع شد که شاهان از طبقه ششم هتل سقوط کرد،شاهان پسر خوش‌گذران و بد دهن، از یه خانواده متمول و آزاد، برای دقایقی می‌میره و به عالم دیگه‌ای سفر می‌کنه، توی اون عالم چیزهای باورنکردنی می‌بینه، یه بار دیگه بهش عمر دوباره داده میشه، اما پایِ اون برگه رو شاهان به یک شرط امضا می‌زنه.سند زنده بودنش رو امضا می‌زنه و به زندگی برمی‌گرده، اما متاسفانه شرطش رو یادش میره،.فرصت براش کمه و وقتی اینو می‌فهمه که برای اولین بار عاشق میشه،.

قسمتی از متن رمان

نیکی که هنوز تکیه داده بود به بازوی شاهان، مکثی کرد. انگار چیزی مدت‌ها بود توی ذهنش مانده و حالا وقت گفتنش رسیده بود. آرام، با صدایی کمی پایین‌تر از معمول گفت:– می‌دونی… من قبل از تو، فقط یه دوست‌پسر داشتم.کیانوش بود… ولی راستش اصلاً چیزی نبود که بشه بهش گفت رابطه.یه دوستی ساده بود، هیچ‌وقت حس واقعی یا صمیمیتی بین‌مون نبود.شاهان لبخندی زد، از آن لبخندهایی که از عمق رضایت و آرامش می‌آمد. رو کرد به نیکی و با تعجبِ شیرینی گفت:– واقعاً؟بعد، سرش رو تکون داد.– خبر خوبیه. با اینکه تعجب کردم، ولی باید بگم خیلی خوشحال شدم.نیکی نگاهی شیطنت‌آمیز انداخت و گفت: ولی تو… تو کلی دوست‌دختر داشتی، نه؟شاهان نگاهش را در نگاه نیکی قفل کرد. اون برق خاصِ همیشگی توی چشماش درخشید.آرام و شمرده گفت:– آره… شاید تو ظاهرش اینطور بوده…ولی حقیقت اینه که…تا حالا هیچ‌کس نتونسته بود وارد قلبم بشه، غیر از تو.نیکی نفسش را آهسته بیرون داد. نگاهش از لب‌های شاهان به چشمانش سر خورد.دلش، بی‌اختیار لرزید.شاهان با لبخند شیرینی که گوشه‌ی لبش نشسته بود، کمی خم شد به سمت نیکی و با لحنی شوخ اما پر از احساس گفت:– یعنی من الان… عشق اول تو هستم، ها؟
نیکی لقمه‌ی پیتزایش را آرام می‌جوید، کمی گونه‌هاش سرخ شده بود. با نگاهی خجالتی، سرش را پایین انداخت و بعد با  حرکتی نرم سرش را تکان داد: آره..

 

 

قیمت51000

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 776

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین