دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان فرشته بالدار pdf از مریم چاهی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    فرشته بالدار
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم چاهی
  • صفحات
    432
خلاصه رمان
عشق اول هر کسی براش مقدسه. مهم نیست یک طرفه باشه یا به یه شکست ختم شده باشه. هرگز فراموش نمیشه و تا ابد مثل خون تو رگای آدم جریان داره.شاید با نفرت تموم بشه اما بازم مقدس میمونه. حال اگر معشوقتم آدم مقدسی باشه و بدونی تو حسرت تو زندگیشو گذرونده درد فراقش هرگز تنهات نمیذاره.عشق ابدی من کسی بود که با خبر مرگش این شعله سوزانو به جونم انداخت....
لینک های دانلود

دانلود رمان فرشته بالدار pdf از مریم چاهی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان فرشته بالدار 

عشق اول هر کسی براش مقدسه. مهم نیست یک طرفه باشه یا به یه شکست ختم شده باشه. هرگز فراموش نمیشه و تا ابد مثل خون تو رگای آدم جریان داره.شاید با نفرت تموم بشه اما بازم مقدس میمونه. حال اگر معشوقتم آدم مقدسی باشه و بدونی تو حسرت تو زندگیشو گذرونده درد فراقش هرگز تنهات نمیذاره.عشق ابدی من کسی بود که با خبر مرگش این شعله سوزانو به جونم انداخت….

قسمتی از متن رمان

مردی که از وقتی یه دختر دبیرستانی بودم مثل یه سایه تعقیبم می کرد. چندین بار شکایتشو به پلیس کرده بودم. نمی فهمیدم چرا اینکارو می کنه و قصدش
چیه؟ گاهی منو تا سرحد مرگ می ترسوند. گاهی بهم امنیت می داد. پر از سوال و رمز و راز بود. هیچوقت بهم انقدر نزدیک نشده بود که بتونم صورتشو ببینم یا
باهاش حرف بزنم. هروقت پشت سرمو نگاه می کردم حضورشو حس می کردم. بچه تر که بودم فکر می کردم یکی از پسراییه که جلوی در دبیرستانمون برای
زدن مخ یکی از همکلاسیام جولون میده و احتمالا چشمش منو گرفته.

از دوستام می شنیدم که می گفتن خوشگله، خوش تیپه خیلی خوبه اما من هیچوقت موفق نشدم صورتشو ببینم. بعدها فهمیدم فقط جلوی مدرسه نیست. هرجا می رفتم بود. یادمه یه شب مثل دیوونه ها رفتم تو کوچه تا تونستم داد کشیدم بهش فحش دادم. نمیدونم شنید یا فرار کرده بود؟ اونشب همه خونه عمه فریده جمع بودن درباره نامزدی زورکی منو پسر آشغالش آرش حرف بزنن. دختر خالم سپیده صدام کرد گفت بیا ببین آقای زورو زیر بارون وایستاده داره خونه ما رو نگاه میکنه.

بهش می گفتیم زورو. دلیلشم این بود که همیشه صورتشو می پوشوند. اون شب پنهان نشد. از پنجره دیدمش که تو تاریکی زیر بارون وایستاده و داره به پنجره های روشن خونه نگاه می کنه. انقدری تا ریک بود که نتونم چهرشو ببینم. شب بدی برام بود. خیلی عصبی بودم. می خواستن بخاطر منافع شرکت و بدهی نامعلومی که نمیدونم از کجا پیدا شده بود مجبورم کنن با پسرعمه عوضیم نامزد بشم. از خودش و ننش متنفر بودم. اما من دختری نبودم رو حرف اعضای خانوادم چیزی بگم…

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 652

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین