دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان دو آوازی pdf از بهاره غفرانی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    دو آوازی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    بهاره غفرانی
  • صفحات
    513
خلاصه رمان

نواب، تندیس و اشکان، سه دوست خانوادگی هستند. نواب برخالف تندیس و اشکان، در خانوادهای مذهبی رشد کرده و یک سری چیزها براش حل نشده است، از علاقه اشکان به تندیس با خبره و اما اصرار داره که با تندیس ازدواج کنه. اشکان از سفر برمیگرده و متوجه میشه که تندیس داره با رفیق شفیقش نواب ازدواج میکنه.رابطه ی سه خانواده به هم میخوره تا اینکه نواب...


دانلود رمان دو آوازی pdf از بهاره غفرانی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دو آوازی 

نواب، تندیس و اشکان، سه دوست خانوادگی هستند. نواب برخالف تندیس و اشکان، در خانوادهای مذهبی رشد کرده و یک سری چیزها براش حل نشده است، از علاقه اشکان به تندیس با خبره و اما اصرار داره که با تندیس ازدواج کنه. اشکان از سفر برمیگرده و متوجه میشه که تندیس داره با رفیق شفیقش نواب ازدواج میکنه.رابطه ی سه خانواده به هم میخوره تا اینکه نواب…

قسمتی از متن رمان

بی تعلل در خیابانی که پوشیده از چادر شب بود میدویدم. نفسم به تنگ آمده بود
و نمیدانستم که چه چیزی انتظارم را میکشد. لحظه ای سر چرخاندم و آنها را دیدم که به دنبالم میدوند. جانم داشت نم نم ته میکشید و هق هقم کل خیابان خلوت را در بر گرفته بود. چرا دست از سرم برنمیداشتند؟!
نفس نفس میزدم و قلبم تندتر از هرلحظه ای میتپید. دیگر جان دویدن نداشتم که ناگهان متوجه شدم به مقصد رسیده ام. انگشتم را روی زنگ گذاشتم و برنداشتم. داشتند میرسیدند و در اما باز نمیشد. کم مانده بود از ترس بمیرم که در باز شد و من داخل ساختمان پریدم و در را بستم. پله های ساختمان را دو تا
یکی بالا رفتم و وقتی که خیالم از بابت آن دو مرد راحت شد، زنگ واحد را فشار دادم. نفسم سر جایش نیامده بود و دیگر توانایی ایستادن نداشتم. قلبم به یکباره آرام گرفت و در واحد خانه ی عمو پژمان باز شد. همه جا تاریک بود؛
دستم را به دیوار گرفتم و پاهای دردناکم را روی زمین کشیدم و وارد خانه شدم …

 

 

قیمت49000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 879

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین