دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود دلنوشته طاقت pdf از زهرا عبدی (دلربا)

دانلود دلنوشته طاقت pdf از زهرا عبدی (دلربا)

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر : عاشقانه،غمگین

خلاصه دلنوشته طاقت

هنوزم هم ‌دارم‌زندگی‌میکنم با اونی که سالها از زندگی ام رفته ،درد نبودش مرا به مرگ رساند.ای کاشکاش بود،دوباره خیره در چشم و زلف سیاهش مرا به آستانه ای مرگ میرساند .اوج لذت ،و نشئه مرا شیفته و بی طاقت میکرد.آخر با من هرگز از طاقت صحبت نکن ،مرا دیوانه یا مجنون خطاب من ..لاکن سخن از طاقت نیاور..من در حرم دلش بدجور بی طاقتم،در نبرد رقیبان باید ناورد میدان شومدور از او ،متقاعد کردن من کار بس دشوار لست.آخ که او را من جسیم و خوش بوی دلکم خواستم.‌
دلم یکی را میخواست که بسیار خوب باشد که ندانم چرا مرا در آغوش خود نگه داشته.روزگار تلخ !باور نکن چاره اندیشی را نسبت به هر دوام و دوری از عشق را.زمانی فرا خواهد رسید که تنها وقتی به حضورت و منفعت خودشان وسط کارشان باشد ،بدجور به تو نیاز خواهند داشت.مانند عشق،ک وقتی پای هوس در میان باشد ،شاید طعمه شدی..ای معشوق گر من ،مرا حس کن ،براحتی برای عرق تنت،تحیر میشوم.آنقدر که مست و شوریده ام.جایی هستم بین برزخ و بهشت …تنم پر از نیاز ،قلبم عاجزانه از خدا طلب طاقت می‌کند..در جایی وجود من فغان می‌کند ،ک قلبم همانند دیوانگان قه قه می زد.آخر سور و ساز من کجا است؟جایی ماندم که قلبم احساس سنگینی نه سبکی.آخر این چه سرنوشت شیون رازی است..

قسمتی از داستان

هر روزم که به روز آن دخترک میگذرد دریافتم که بارها بارها در درون
خود غرق میشوم و این قلب تپنده ام دگر هیچ زیبایی در آرامش ندارد..من در معجر خود گم شدم لاکن زبان از دیدن جملات او خاموش و
سرافکنده مانده.آه پر از ندامت برای دوری و دلتنگی اش…تپش های قلبم..آه حسرت بارم
من به او گویا زیاد بس حس دادم..او در چنگ من بود حال طعمه گران او را لمس کردن.
حال قلب پریشانم از استرس نگاهش بارها صبوری را بهانه کرد.
من چه کنم با چنین پیمانه های شراب او را از یاد ببرم…
آنگاه که من جوان مست لحنش شدم خاطرات ،کافیست حرمت عشق را بشکند
دستانش چه دور از من است من از دوری او همچون فقیرانه زندگی کردم
او چه کرد از فراق من در میخانه ها چگونه کمر را چرخاند.
لمس شد آن بدن بلوری سفید در بین عوام
عواملی که همچون بی عقالنی مست هوس یک
شب از صبح بودند..

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 1.1 / 5. تعداد رای : 12

خلاصه رمان
هنوزم هم ‌دارم‌زندگی‌میکنم با اونی که سالها از زندگی ام رفته ،درد نبودش مرا به مرگ رساند.ای کاشکاش بود،دوباره خیره در چشم و زلف سیاهش مرا به آستانه ای مرگ میرساند .اوج لذت ،و نشئه مرا شیفته و بی طاقت میکرد.آخر با من هرگز از طاقت صحبت نکن ،مرا دیوانه یا مجنون خطاب من ..لاکن سخن از طاقت نیاور..من در حرم دلش بدجور بی طاقتم،در نبرد رقیبان باید ناورد میدان شومدور از او ،متقاعد کردن من کار بس دشوار لست.آخ که او را من جسیم و خوش بوی دلکم خواستم.‌دلم یکی را میخواست که بسیار خوب باشد که ندانم چرا مرا در آغوش خود نگه داشته.روزگار تلخ !باور نکن چاره اندیشی را نسبت به هر دوام و دوری از عشق را.زمانی فرا خواهد رسید که تنها وقتی به حضورت و منفعت خودشان وسط کارشان باشد ،بدجور به تو نیاز خواهند داشت.مانند عشق،ک وقتی پای هوس در میان باشد ،شاید طعمه شدی..ای معشوق گر من ،مرا حس کن ،براحتی برای عرق تنت،تحیر میشوم.آنقدر که مست و شوریده ام.جایی هستم بین برزخ و بهشت ...تنم پر از نیاز ،قلبم عاجزانه از خدا طلب طاقت می‌کند..در جایی وجود من فغان می‌کند ،ک قلبم همانند دیوانگان قه قه می زد.آخر سور و ساز من کجا است؟جایی ماندم که قلبم احساس سنگینی نه سبکی.آخر این چه سرنوشت شیون رازی است .
مشخصات رمان
  • نام رمان
    طاقت
  • ژانر
    عاشقانه،غمگین
  • نویسنده
    زهرا عبدی (دلربا)
  • صفحات
    12
لینک های دانلود
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین