دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان چیزهایی هم هست pdf از صفا (مهسا نجف زاده)
مشخصات رمان
  • نام رمان
    چیزهایی هم هست
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    صفا (مهسا نجف زاده)
  • صفحات
    469
خلاصه رمان

زندگی و آینده یلدا زند با حضور برادر ناتنی پدربزرگش ” محمد زند ” دچار تغییرات اساسی می شود دختر آرامی که تا چهارده سالگی با ترس و وحشتی عجیب از پدربزرگش زندگی می کرده است این ترس با حضور محمد زند ( عمو جان ) بخاطر شباهت ظاهری که با پدربزرگش دارد دوباره زنده می شود علاقه هیوا خواهرش، به ایلیا نوه محمد زند، که قرار بود به ازدواج منجر شود با یک سوال و اعلام نظر قاطع محمد زند، رمان عاشقانه تنها باعث تغییری بزرگی در آینده...

لینک های دانلود

دانلود رمان چیزهایی هم هست pdf از صفا (مهسا نجف زاده)

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان:عاشقانه

خلاصه رمان چیزهایی هم هست

زندگی و آینده یلدا زند با حضور برادر ناتنی پدربزرگش ” محمد زند ” دچار تغییرات اساسی می شود

دختر آرامی که تا چهارده سالگی با ترس و وحشتی عجیب از پدربزرگش زندگی می کرده است این ترس با حضور محمد زند ( عمو جان )

بخاطر شباهت ظاهری که با پدربزرگش دارد دوباره زنده می شود

علاقه هیوا خواهرش، به ایلیا نوه محمد زند، که قرار بود به ازدواج منجر شود

با یک سوال و اعلام نظر قاطع محمد زند، رمان عاشقانه تنها باعث تغییری بزرگی در آینده…

و سرنوشت یلدا می شود

رمان های پیشنهادی:

دانلود رمان هذیون

دانلود رمان اکو

قسمتی از رمان

چند قدم به عقب برداشتم و داد زدم : نمی خوام هیچی نمی خوام، چرا دست از سرم بر نمی دارید ؟

چرا ولم نمی کنید ؟ بخدا خسته شدم التماس می کنم ولم کنید گریه نمی کردم

این مدت آنقدر اشک ریخته بودم که دیگر نه توانی برای گریه کردن داشتم و نه اشکی برای ریختن

پله ها را دو تا یکی بالا رفتم وارد اتاق شدم و در را قفل کردم ساک دستی کوچکی را از داخل کمد بیرون کشیدم و

روی تخت انداختم کسی سعی داشت در را باز کند چند ضربه به در زد داد زدم : می خوام تنها باشم

از داخل کمد دو تا شلوار و سه تا تی شرت روی تخت پرت کردم – باز کن فقط می خوام حرف بزنیم

یک چیزهایی هست که نمی دونی ایلیا بود می توانستم حرص و خشمی که سعی در پنهان کردنش را دارد

را در صدایش بشنوم عاشقش بودم دوستش داشتم دلم از شنیدن صدایش ضعف می رفت

اما حتی تحمل یک لحظه بیشتر را نداشتم ظرفیتم تکمیل شده بود کیف دستی ام را روی تخت خالی کردم

کیف لوازم آرایش، کیف پول، دسته کلید خانه، سوئیچ ماشین کیف پولم را باز کردم دو تا عابر بانک،

صد و بیست و سه هزار و پانصد تومان پول خرد،گواهینامه، کارت ملی، عکس ایلیا، عکس مامان و بابا،

عکس هیوا و نریمان و سه تا کارت ویزیت – باشه یلدا خانم، خودت نخواستی گوش کنی

همه چیز را دوباره به داخل کیف برگرداندم به سمت کتابخانه کوچک اتاقم رفتم و کتاب غرور و

تعصب جین آستین را بیرون کشیدم به سه تراولی که صفحه اول کتاب خود نمایی می کرد

نگاه کوتاهی انداختم و کتاب را روی بقیه لباس ها پرت کردم

 

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 703

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ناشناس
    20 مرداد 1402 | 09:19

    این رمان محشررررره

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین