دانلود رمان یک دریا فاصله یک دنیا نزدیکی pdf از نامشخص مستقیم
برای اندروید و کامپیوتر و PDF
نویسنده این رمان نامشخص میباشد
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان یک دریا فاصله یک دنیا نزدیکی
لباسامو پوشیدم و خودمو عطر بارون کردم غذای تامیو گذاشتم اون نقشه های برق تاسیسات رو که هفته
پیش ترسیم کرده بودمو برداشتم درو قفل کردم و رفتم…
صاحب ملک یه پسر جوون حذب اللهی بود که تا حاال کارهارو زیر نظر داداش هیزش انجام میدادم و از
اون دستمزد میگرفتم حاال اقا خیره میخواد بیاد…
بدون هیچ ارایشی بودم اما خب بازم این داداشه دست بردار نبود به ساختمون رسیدم اطرافو نگاه کردم
بجز من و کارگرا اقایون مالک نیومده بودن یهو یه المبورگینی سیاه جلوی ساختمون نگه داشت از پله
های ساختمون نیمه کاره پایین رفتماخمی کردم و خشک گفتم سالم پسره برعکس دا داداشش که داشت
منو قورت میداد سرش پایین بود خیلی دوست داشتم بدونم چی با خودش فکر میکنه که انگار ارث باباشو
میخواد چقدر از اینجور ادما بیزارم…..