دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آرتیست pdf از مریم عباسقلی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آرتیست
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم عباسقلی
  • صفحات
    2860
خلاصه رمان
من یونا جم، سوپراستار مطرح و معروف، تک پسر امیرخسرو جمم.پدر من بزرگ‌ترین کارگردان کشوره.من یونام، کسی که زندگی‌اش رو پر کرده از دخترهای رنگارنگ تا شاید بتونه اون خلا بزرگ و حس پوچی‌اش رو پوشش بده.من هرچیز و هرکسی رو که بخوام به دست میارم.دلم هیچ‌وقت برای هیچ‌کدوم از دخترهایی که تنشون رو خیلی راحت بهم فروختن نریخته‌.اما من عاشق می‌شم.عاشق دختری که عقد کرده‌ی کس دیگه‌ایه!پدرم، امیرخسرو می‌گه اون برای تو کمه.می‌گه تو حق نداری بهش فکر کنی اما من برای این‌که مال خودم بکنمش، هرکاری می‌کنم.حتی...آرتیست، مثلث عشقی، عشق پسر، یا معشوقه‌ی...

دانلود رمان آرتیست pdf از مریم عباسقلی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر    

ژانر رمان: عاشقانه 

خلاصه رمان آرتیست 

من یونا جم، سوپراستار مطرح و معروف، تک پسر امیرخسرو جمم.پدر من بزرگ‌ترین کارگردان کشوره.من یونام، کسی که زندگی‌اش رو پر کرده از دخترهای رنگارنگ تا شاید بتونه اون خلا بزرگ و حس پوچی‌اش رو پوشش بده.من هرچیز و هرکسی رو که بخوام به دست میارم.دلم هیچ‌وقت برای هیچ‌کدوم از دخترهایی که تنشون رو خیلی راحت بهم فروختن نریخته‌.اما من عاشق می‌شم.عاشق دختری که عقد کرده‌ی کس دیگه‌ایه!پدرم، امیرخسرو می‌گه اون برای تو کمه.می‌گه تو حق نداری بهش فکر کنی اما من برای این‌که مال خودم بکنمش، هرکاری می‌کنم.حتی…آرتیست، مثلث عشقی، عشق پسر، یا معشوقه‌ی…

قسمتی از متن رمان

مچ دستش که میرفت تا دکمه های پیراهن مردانه اش را باز کند، در دست گرفت.
تبش قلب او را هم به آتش کشید. خاصیت گرما، سرد کردن نبود اما گرمایش لرز بر تن دخترک نشاند.
با چشمهای سرخ و صدای گرفته، برخلاف تمام آن مدت، دستور نداد.
التماسش کرد. نگاه دختر غل و زنجیر چشم های تب دارش شده بود.
– برو، خواهش میکنم برو..چانه اش لرزید.
– تب داری!
پلک بست و آب دهانش را بلعید که گلوی چرک کرده اش آتش گرفت.
– برو خانوم بازیگر، برو که جات اینجا نیست، برو تو متأهلی!
حقیقت زندگیاش در صورتش فریاد میکشید. توان از پاهایش رفت و اشک هایش چکید.
زمزمه کرد

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 671

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین