
دانلود رمان آسیمه pdf از الهه محمدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
ژانر رمان: عاشقانه
سکوتی خفقان آور دست برگلوی حاضران گذاشته بود. صدای تیک تاک ساعت خط بر اعضا وجوارح تن می کشید. جرات نگاه کردن به صفر رسیده بود. به هر نقطه و اشیا پراکنده ای در فضا چشم می دوختند الا یکدیگر خصوصا برادران “پارسا” انتظار از شنیدنکشنده تر بود…
قسمتی از متن رمان
دست روی سینه گذاشت بلکه آرام گیرد اما آتش گرفت. آنروزها هزاران بارسوخت. زنده زنده در خاطرات و مخاطره هایی که داشت و خود ويرانشان کرد. رو به مخاطراتی آورد که خاطراتش را زنده به گورکرد. مگر ممکن بود آن همه سال شیفتگی به یکباره قطع شدن. چه کشید آن مدت… بغض کرد. نگاهش به مو جا شکنشستو دیگر او را محو ديد.من کنج و گوشه هام و گم کردم. درست بین خودم و اطرافم گم شدم. موندم بین خودم و دیواری که نیست. دور خودم می چرخم به امید یه گوشه ای که برم بچسبم بهش… سر بخورم. خودم و توی بغلم بگیرم و با تنهایی هام با هم حرف بزنیم. ال به الی حرفامون بهش بگم از روتین هر روزه ای که یقه ام و چسبیده؛ خسته ام و دلم می خواد یکمی… فقط یه ذره از یکمی فکر کنم ببینم من کجام. من توی برهوت خودم می چرخم…بهم ریخته نیستم فقط اسیرم… نمی دونم دلم رهایی می خواد. . دلم یه کمی از یکم تفاوت می خواد. دلم میخواد همه بخندن… دلم میخواد همیشه همه بخندن… شاد باشن..



















