دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان از شب ماه متولد میشود pdf از مریم چاهی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    از شب ماه متولد میشود
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،عشق مثلثی،خانوادگی
  • نویسنده
    مریم چاهی
خلاصه رمان
یوسف با دختری به اسم شمیم دوست است  و در مغازه پدرش حاج نامدار کار میکند و ب نوعي همه چیز در اختیار پدرش است . حاج و نامدار با ازدواج یوسف و شمیم بشدت مخالف است چون معتقده شمیم دختر خراب و کثیفی است . حاج نامدار برای یوسف شرط عجیبی می‌گذارد . اگر یوسف قبول کند ک با دختر مورد علاقه پدرش ازدواج کند ، حاج نامدار هم کمکش می‌کند ...

دانلود رمان از شب ماه متولد میشود pdf از مریم چاهی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان از شب ماه متولد میشود

یوسف با دختری به اسم شمیم دوست است  و در مغازه پدرش حاج نامدار کار میکند و ب نوعي همه چیز در اختیار پدرش است . حاج و نامدار با ازدواج یوسف و شمیم بشدت مخالف است چون معتقده شمیم دختر خراب و کثیفی است . حاج نامدار برای یوسف شرط عجیبی می‌گذارد . اگر یوسف قبول کند ک با دختر مورد علاقه پدرش ازدواج کند ، حاج نامدار هم کمکش می‌کند …

قسمتی از رمان

چنان سریع ، دختر رویاهایش را پیدا کرد که حتی مجال نیافتم مخالفت کنم. امشب قرار بود با شمیم به باغ یکی از دوستانش در کردان برویم. به خاطر خواستگاری عجیب و غریبی که پدرم راه انداخته، مجبور شدم کنسلش کنم .شمیم هم دیگر دل و دماغ مهمانی نداشت. گفت در خانه می‌ماند تا نتیجه را بفهمد.این مدت، بابا حتی اجازه نمی‌داد از مغازه به اندازه ی یک پول توی جیبی ساده چیزی برداشت کنم امشب دست و دلباز شده ._برو یه دسته گل درست و حسابی بخر‌. پولی که روی میز می‌گذارد ، خیلی بیشتر از یک دسته گل است. کت و شلوار شیک می‌خری برند مرند باشه. خنده ام می‌گیرد. یک چیزی شنیده ، حتی نمی‌تواند درست تلفظش کند.شیرینی کار خودمه آرایشگاه برو تیپ بزن اون. گوشی وامونده رو هم بذار خونه. دو ساعت بیشتر لازمت ندارم. _اگر کاری که میخوام رو کردی،

بعدش من هم برات یک قدم بر می‌دارم.یک دسته کلید روی میز ، کنار بسته ی پول‌ها می گذارد. پدر من همچنان میخواهد در برابر کارت بانکی مقاومت کند چون سواد ندارد. ما مثل اصحاب کهف شده ایم بین کاسب‌ها. هنوز از پول نقد استفاده می‌کنیم . اگر امشب با من اومدی و همکاری کردی ، این کلید آپارتمانی می‌شه که اون زنیکه رو میبری توش یک دفعه ، گل از گلم می‌شکفد._راست میگی حاجی؟ قیافه اش را کج و کوله می‌کند که دور برم ندارد._خبه خبه گم شو ببینم جلوی چشم ما نمی آد. فقط صیغه میکنی._هر قدمی با من راه بیایی ، من هم پا به پات میآم ._حالا زود برو کاری که گفتم بکن. کلید آپارتمان را در کشوی میزش میگذارد._برو از جلوی چشمم. تا همین قدر هم که کوتاه آمده مثل معجزه است. _چشم حاج آقا. فقط امیدوارم زیر حرف خودت نزنی. از خدا خواسته دنبال شمیم می‌روم تا به بهانه ی کت و شلوار خریدن با هم باشیم. شمیم بیچاره ی من ، بدون اخم و با لبخند می آید. جمله ی آخرش پای تلفن، تا وقتی که به خانه می رسانمش در گوشم نجوا می‌کند. من برای دو دقیقه با تو بودن حتی حاضرم بشم معشوقه ت. هیچی هم ازت نمیخوام فقط باش. جلوی در خانه ای که قرار است به خواستگاری برویم، نگه می‌دارم. حرصم گرفته. آن همه از شمیم و خانواده اش ایراد می‌گرفت که گدا گشته اند و برای ثروت ما کیسه دوخته اند و حالا برای خواستگاری به محله ای آمده که شکی ندارم آبدارچی مغازه یکی از ساکنینش است. حاج نامدار تسبیحش را در دست می چرخاند و نگاهی به آپارتمان دو طبقه با نمای سنگ مرمر سفید می‌کند. کنارش که قرار می‌گیرم، بی اختیار متلکم را می اندازد: این بود خانواده ای که در شأن یک دونه پسرت می‌دیدی، حاجی؟ پوزخندی به حرفم می‌زند…

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 399

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین