
دانلود رمان ای مهربان چراغ بیاور pdf از آزیتا خیری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،رمزآلود
البرز از خیانت همسرش وپسرعموش زخم خورده کلی به عمو سیاوش بدهکار دختر سیاوش مراسم عقدش و بخاطر عشق به البرز به هم میزنه، پسر سیاوش که صرع داره دلباخته خواهر خودسر و خود رای البرز هست. این بین سیاوش و همسرش هر کدوم درگیر خاطرات عشق دوران نوجونیشون هستن و گلاره دختری که اسیر اداب و سنتهای غلط قوم و قبیلش شده به اونا پناه آورده و البرز ناجی اونه سیاوش رستوران دار سعی میکنه با ترفندی بچها رو بهم نزدیک کنه تا هر کسی بتونه تصمیم درستی برا آیندشون بگیره…
قسمتی از متن رمان
ساکی که دستش بود سنگین نبود. از پشت این دیوارها یادگاری نمیخواست؛ نه آن کمربندی را که ذبیح یادش داده بود با ریسه های پلاستیک ببافد و نه آن تسبیحی را که با هستههای خرما درست کرده بود، هیچ کدام را نمیخواست.
توانش را داشت این سه ماه را از زندگی اش حذف میکرد، اما نمیشد حالا در پروندۀ زندگی اش سیاه و درشت نوشته بودند سابقه دار پوزخند زد و نگاهش در نگاه نگران مادرش نشست.
پلک زد و با قدمهایی سنگین و آهسته از درگاه زندان گذشت توان مادر تمام شد. دستهایش را مقابل دهانش گرفت و به سوی او دوید. او نفس بلندی کشید و ساکش را زمین گذاشت. مادرش را درآغوش گرفت و با اخمی شماتت بار به گلهایی که افرا برایش آورده بود، نگاه کرد. غر زد: از المپیادی المپیکی چیزی برگشتم برام گل آوردی؟
افرا اخم کرد اما نازیلا بی توجه به دعوای همیشگی بین خواهر و برادر صورت پسرش را قاب گرفت و با دلتنگی گفت: لاغر شدى البرزجان



















