دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بازمانده عشق pdf از هدیه و رقیه برزگر 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    بازمانده عشق
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    هدیه و رقیه برزگر
  • صفحات
    41
خلاصه رمان
خلاصه: دختری به نام مهراسا که عاشق پسری به نام هیراد میشه پسر قصه ما برای اینکه بتونه بیشتر پیش مهراسا باشه و ببینتش میره و راننده شخصیشون میشه و تظاهر میکنه فقط به پول اینکار احتیاج داره درحالی که سطح مالی خوبی داره مهراسا و هیراد میرن توی رابطه تا اینکه درست یک هفته مونده به عقدشون اتفاقی میوفته که همرو شکه میکنه میخوای بدونی چه اتفاقی میوفته رمان‌و بخونه..
لینک های دانلود

دانلود رمان بازمانده عشق pdf از هدیه و رقیه برزگر 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

 موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان بازمانده عشق 

خلاصه: دختری به نام مهراسا که عاشق پسری به نام هیراد میشه پسر قصه ما برای اینکه بتونه بیشتر پیش مهراسا باشه و ببینتش میره و راننده شخصیشون میشه و تظاهر میکنه فقط به پول اینکار احتیاج داره درحالی که سطح مالی خوبی داره مهراسا و هیراد میرن توی رابطه تا اینکه درست یک هفته مونده به عقدشون اتفاقی میوفته که همرو شکه میکنه میخوای بدونی چه اتفاقی میوفته رمان‌و بخونه..

قسمتی از متن رمان

از زبان مهراسا
رو کاناپه لم داده بودم و مشغول دیدن فیلم بودم که متوجه شدم گوشیم زنگ میخوره
نفس بود دوست صمیمیم که جای خواهر نداشتمو پر کرده برام
الوو جونم زنیکه بنال
نفس: هوی زنک اماده باش تا دوساعت دیگه میام دنبالت میریم بیررون
مهراسا: کجا، بیرون چخبره؟
نفس: اهه دختره بی جنبه میخوایم با ممد بریم بیرون اون گفت دوستشم میاره منم دوستمو بیارم
مهراسا: تو بیخود کردی با اون من نمیاممم خیلی ازتون خوشم میاد که بیرونم بیام باهاتون
نفس: باشهه پس میرم به مریم جون بگم باهام بیاد
مهراسا: میدونستم میخواد منو اذیت کنه مریم یکی از هم دانشگاهی هامون بود که بشدت ازش بدم میومد
ولی یکم ک فکر کردم بهتر بود برم امروز جمعه بود و دانشگاه نمیرفتم
بیخی بزا برم
برای همین درجواب بش گفتم گومیخوری تا دوساعت بعد آمادم
نفس: عااا این شد. اوک منتظرتم
مهراسا: بابایی
نفس: بوس بای
مهراسا: خبب االن ساعت 5 بود ینی ساعت 7 باید اماده میبودم
فورا تیوی رو خاموش کردم و رفتم یه دوش نیم ساعته گرفتم
قبلشم به هاکان دوست پسرم پیام دادم که میخوام با نفس برم بیرون
زنگ نزنه و اینا*
برگشتم و موهامو خشک کردم و سشوار گرفتم
موهام تا کمرم بود و تقریبا دیگه بلند بود*
رفتم سراغ لباس
چی میپوشیدم هوا سرد بود پس یه هودی سفید با شلوار بگ آبی و شال ابی
خب برای ارایشم فقط یکمی کانسیلر زدم و رژ گونه و ریمل و تینت لب
اوکییی تموم ساعت شیش و ربع بود
هنوز لباس نپوشیده بودم*

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 760

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین