دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان برف جنوب pdf از زهرا بهاروند
مشخصات رمان
  • نام رمان
    برف جنوب
  • ژانر
    عاشقانه،معمایی،جنایی
  • نویسنده
    زهرا بهاروند
  • صفحات
    877
خلاصه رمان
همه‌‌ چیز از روزی شروع می‌شود که لنایِ سیزده ساله، به خانه می‌آید و مادرش را غرق در خون می‌بیند! آلت قتاله اما در دست کسی است که لنا به او می‌گوید "پدر!"قصه از یک قتل خانوادگی  شروع می‌شود و امتداد آن می‌رسد به عمارت حاج راشد فلاح که دیوارهایش بوی خون می‌دهند و زندگیِ سرایداری، کنار کسانی که هم‌خون لنا هستند و در عین حال، دور و غریب‌اند.فردین تنها کسی‌ست که به دخترک پر از ترسِ داستان نزدیک می‌شود؛ اما یک داغ روی پیشانی‌ِ لناست؛ او دختر یک قاتل‌است..

دانلود رمان برف جنوب pdf از زهرا بهاروند 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر  

ژانر رمان: عاشقانه،معمایی،جنایی

خلاصه رمان برف جنوب 

همه‌‌ چیز از روزی شروع می‌شود که لنایِ سیزده ساله، به خانه می‌آید و مادرش را غرق در خون می‌بیند! آلت قتاله اما در دست کسی است که لنا به او می‌گوید “پدر!”قصه از یک قتل خانوادگی  شروع می‌شود و امتداد آن می‌رسد به عمارت حاج راشد فلاح که دیوارهایش بوی خون می‌دهند و زندگیِ سرایداری، کنار کسانی که هم‌خون لنا هستند و در عین حال، دور و غریب‌اند.فردین تنها کسی‌ست که به دخترک پر از ترسِ داستان نزدیک می‌شود؛ اما یک داغ روی پیشانی‌ِ لناست؛ او دختر یک قاتل‌است..

قسمتی از متن رمان

«این را پرسید، به آرامی و با لحنی که حسرتش را می‌شد دست‌چین کرد. گفت و نگاهش را دوخت به زن سی‌و‌چندساله‌ی مقابلش که موهای نسکافه‌ای روشن داشت و یک رژلب مات، تنها آرایش چهره‌ی مغمومش بود.ــ سخت بود. همیشه سخت‌تر از شروع، تموم کردنه.زن، بعد از گفتن این حرف‌‌ها، دستش را به لبه‌ی فنجان کوچک قهوه‌ای کشید که در دست داشت. نگاهش را دور داد در فضای اطرافشان و روی میزهای چوبی خالی دورشان مکث کرد.لبخند تلخی زد و گفت:ــ کی فکرش رو می‌کرد بعد از کلی سال، این موقع و این شکلی، همدیگه رو ببینیم؟مَرد، با خیرگی نگاهش کرد؛ به چشم‌هایش، به موهایش، به لب‌هایش. بعد از مکثی کوتاه، لبخند نیم‌بندی زد و گفت:ــ سفید کردی دختر رضازرگر.زن، آهسته خندید. تکیه‌اش را به پشتی صندلی‌اش داد و نفس سنگینش را رها کرد. بازدمش، شبیه یک آه طولانی بود. با غمی که در صدایش قابل حس کردن بود، گفت:ــ هنوزم وقتی این شکلی صدام می‌زنی…به‌یک‌باره صدایش خاموش شد و مرد مقابلش، با تمنا پرسید..

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 553

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین