دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بیم pdf از خانم کاف
مشخصات رمان
  • نام رمان
    بیم
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    خانم کاف
  • صفحات
    1276
خلاصه رمان
رمان بیم داستان زندگی دختری رو روایت می‌کنه که اعتماد به نفس زیادی برای رویارویی با آدما نداره و به مجازی پناه می‌بره، کم کم توی منجلاب فرو میره و وقتی به خودش میاد که یه اشتباه جبران ناپذیر کرده! هدیه فکر می‌کنه تنهایی میتونه مشکل رو حل کنه؛ ولی برخلاف اون چیزی که تصور می‌کرد خیلی زود همه از رسوایی که به بار اومده با خبر میشن...

دانلود رمان بیم pdf از خانم کاف

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان بیم

رمان بیم داستان زندگی دختری رو روایت می‌کنه که اعتماد به نفس زیادی برای رویارویی با آدما نداره و به مجازی پناه می‌بره، کم کم توی منجلاب فرو میره و وقتی به خودش میاد که یه اشتباه جبران ناپذیر کرده! هدیه فکر می‌کنه تنهایی میتونه مشکل رو حل کنه؛ ولی برخلاف اون چیزی که تصور می‌کرد خیلی زود همه از رسوایی که به بار اومده با خبر میشن…

قسمتی از رمان

مامان متاسف نگاهم کرد. قبل اینکه عمه برگرده قیافم رو ببینه روی چهره ام لبخند نشوندم و پشت سرشون راه افتادم. چه فاز قهری هم برداشته بود. اتاقش رو یاسی و صورتی درست کرده بودن. والا شانس دارن. ساعت ۱۱ شد و بالاخره بابا و مامان رضایت دادن که برگردیم. خداروشکر مامان اونقدر موضوع جدید برای تعریف داشت که رفتار من رو فراموش کرده بود. بین خواب و بیداری بودم حس کردم زمین لرزید. سریع نشستم که با جیغی که مامان زد حدسم به یقین تبدیل شد، زلزله بود.

اونقدر هول شدم با پا کوبیدم تو پهلوی حنایی که عمیق خوابیده بود و یکم دهنش باز مونده بود. تو جاش نشست و گیج و منگ نگام کرد. پاشو زلزله است. همه اینا ظرف چند ثانیه بود و وقتی به خودش اومد پشت سرم دوید رفتیم توی حیاط. عاشق مامان بابامون بودم. انگار نه انگار دوتا بچه دارن، زودتر از ما فرار کرده بودن و یه تعارف نکردن زیر آوار نمونیم. زیر لب نالیدم؛ آه سها گرفتمون.

حنا زد زیر خنده، جریان رو بهش گفته بودم. مگه فقط اینجا زلزله اومده خنگول. نوچی گفتم و یخورده وایسادیم تا اوضاع آروم بشه و بعدش برگردیم داخل. حنا و مامان خواستن محض اطمینان شب رو توی حیاط بخوابیم. صدای خروس بی محل همسایه کفریم کرده بود. داد زدم مرگ…بابا نوچی گفت و ازم خواست آرامش خودم رو حفظ کنم و مثل حنا و مامان بگیرم بخوابم. میون این هیر و ویری فکرم پیش گوشیم بود یهو زلزله نیاد اینبار زیر آوار بمونه.

 

قیمت48000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 698

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین