دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان خاکستری نگاهت pdf از رز صورتی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    خاکستری نگاهت
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،تجاوزی
  • نویسنده
    رز صورتی
  • صفحات
    424
خلاصه رمان
دستام رو دور لیوان چینی سرامیک مشکی حلقه می کنم و می ذارم تا گرمای اون، انجماد دستام رو ذوب کنه. مثل تمام این پنج سال چشم می دوزم به اتاق خالی و پر از خیال طبقه ی دوم خونه ی رو به رویی. چشم می دوزم و خیره می شم و سعی می کنم یادم بیاد. سعی می کنم باور کنم از یادش نرفتم هنوز سعی می کنم به خاطر بیارم که دلم کی و کجا به دام نگاهش افتاد؟ سعی می کنم بفهمم کِی میش نگاهم رو گرگ نگاهش درید و به مسلخ دوست داشتن برد...
لینک های دانلود

دانلود رمان خاکستری نگاهت pdf از رز صورتی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،ت*جاوزی

خلاصه رمان خاکستری نگاهت

دستام رو دور لیوان چینی سرامیک مشکی حلقه می کنم و می ذارم تا گرمای اون، انجماد دستام رو ذوب کنه. مثل تمام این پنج سال چشم می دوزم به اتاق خالی و پر از خیال طبقه ی دوم خونه ی رو به رویی. چشم می دوزم و خیره می شم و سعی می کنم یادم بیاد. سعی می کنم باور کنم از یادش نرفتم هنوز سعی می کنم به خاطر بیارم که دلم کی و کجا به دام نگاهش افتاد؟ سعی می کنم بفهمم کِی میش نگاهم رو گرگ نگاهش درید و به مسلخ دوست داشتن برد…

قسمتی از متن رمان

دستام رو دور لیوان چینی سرامیک مشکی حلقه می کنم و می ذارم تا گرمای اون، انجماد دستام
رو ذوب کنه. مثل تمام این پنج سال چشم می دوزم به اتاق خالی و پر از خیال طبقه ی دوم خونه
ی رو به رویی. چشم می دوزم و خیره می شم و سعی می کنم یادم بیاد. سعی می کنم باور کنم از
یادش نرفتم ھنوز. سعی می کنم به خاطر بیارم که دلم کی و کجا به دام نگاھش افتاد؟ سعی می کنم
ِ بفهمم کی میش نگاھم رو گرگ نگاھش درید و به مسلخ دوست داشتن برد؟ سعی می کنم بفهمم
چقدر دوسش داشتم، سعی می کنم یادم بیاد اونم دوسم داشته؟ سعی می کنم و خسته از این ھمه
تلاش باز برمی گردم به جایی که هر روز ھمسفر لحظه ھاش تو خیال و یادآوریش می شدم. میبینم پرده کنار کشیده می شه و مردی با چشایی خاکستری و خندان و دلتنگ داره نگاھم می کنه..نگاھش می کنم و بخ وزش نسیمی حضور بودنش رو از دست می دم و اعتراف می کنم …

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 781

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین