دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آغوش بی هوس pdf از میترا آذربانی
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آغوش بی هوس
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    میترا آذربانی
  • صفحات
    1190
خلاصه رمان

هیوا پسر مغرور و هوسبازیه که بنا به دلایلی و همچنین اصرار خانواده، با دختر یکی از شرکای پدرش نامزد شده و چیزی تا مراسم ازدواجش باقی نمونده.... اما تو همین فاصله، ورود زنی افغان به همراهِ دخترش به منزل اونها، تمام محاسبات زندگیِ هیوا رو به هم میریزه،و همین تغییر ناگهانی دردسرهای زیادی رو براش به همراه داره که در نهایت مجبور میشه دست به رفتار و کارهایی بزنه که ........

دانلود رمان آغوش بی هوس pdf از میترا آذربانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان مرگ با آرزوی زندگی

هیوا پسر مغرور و هوسبازیه که بنا به دلایلی و همچنین اصرار خانواده، با دختر یکی از شرکای پدرش نامزد شده و

چیزی تا مراسم ازدواجش باقی نمونده…. اما تو همین فاصله، ورود زنی افغان به همراهِ دخترش به منزل اونها،

تمام محاسبات زندگیِ هیوا رو به هم میریزه،و همین تغییر ناگهانی

دردسرهای زیادی رو براش به همراه داره که در نهایت مجبور میشه دست به رفتار و کارهایی بزنه که ……..

قسمتی از رمان

با وجزود مامان و هلیا نمی خواستم وسط معرکه ای که هیوا را انداخته بود پای پلیس هم باز بشه

از پشت درخت بیرون اومدم و با صدای بلند داد زدم: _کارن بسه ، توروخدا از اینجا برو…

نگاها همه به طرف من برگشت، هیوا مامان رو پس زد و دو قدم به سمتم برداشتولی نیمه را وایساد و با عصبانیت گفت:

_تو به چه حقی اومدی بیرون بیا برو تو اتاقت، زود باش (با چشم به بقیه اشار کرد…)

مامان جلو اومد و با صورتی رنگ پرید رو به هیوا گفت: _آقا هیوا چه کزار دخترم داری؟اصلا معلومه اینجا چه خبر؟

واسه چی یقه ی اون بنده خدارو گرفتی و حالا داری سر بچه ی من داد می زنی؟؟!!

نگاهم به هیوا افتاد، گوشه ی چشمش خزونی بود، با عصبانیتی که به شدت سعی در

کنترلش داشت رو به مامان گفت: _بیگم من به دختر کاری ندارم فقط اگه ممکنه هر دو برین داخل اتاقتون!!

خواهش می کنم.. هلیا_ یعنی چی؟! چرا هیچ کدومتون نمیگین این دعوا سر چیه؟

هیوا_ به تو ربطی ندار هلیا، بیا برو تو خونه… کارن خون دهنش رو پاک کرد و کمی جلو اومد… _من میگم اینجا چه خبره…!

قلبم هُری پایین ریخت، هیوا دوباره سمتش خیز برداشت، هلیا جیغ کشید و مامان و قاسم رو صدا زد…

هیوا_بی همه چیز روت رو کم میکنی یا نه… چی رو میخوای بگی ؟

اینکه با کمال پررویی را افتادی اومدی دم خونه ی ما دنبا … حرفش رو قورت داد رو به مامان کرد و تقریبا داد زد…

_بیگم این پُرروی آویزون رو ردش کن بره!! به قرآن چشمم رو روی خانم کرمی و

همسایه بازی می بندم همین وسط جرش میدما! بگو بره تا خونش رو نریختم… کارن_واسه چی پرروام؟

چون می خوام باهاش ازدواج کنم؟…

 

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 453

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • نزگس
    22 خرداد 1399 | 21:25

    خیلی زیبا بود

  • فاطمه
    6 آذر 1398 | 21:28

    عالیه عالی بخوانید حتما

  • raheleh
    26 خرداد 1398 | 07:43

    بهترین رمانی که تابه خوندم…

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین