دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان آهو pdf از نگار فرزین
مشخصات رمان
  • نام رمان
    آهو
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    نگار فرزین
  • صفحات
    844
خلاصه رمان
امیر طاها رفت و من را تنها و متعجب رها کرد نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت اصلا نمی دانم باید چه کار کنم ؟ گیج و منگ و سر خورده نشسته ام و به زندگی 91 ساله درهم و برهمم نگاه می کنم.از وقتی یادم می آید پدرم حمال بازار بود و توی حجره حاج ساالر فرش جابه جا می کرد و مادرم هم در کنار کارهای خانه ،گاهی در خانه مردم کلفتی می کرد تا چرخ زندگی بچرخد ولی همیشه خدا هشتمان گرو نهمان بود.
لینک های دانلود

دانلود رمان آهو pdf از نگار فرزین

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان آهو

امیر طاها رفت و من را تنها و متعجب رها کرد نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت اصلا نمی دانم باید چه کار کنم ؟

گیج و منگ و سر خورده نشسته ام و به زندگی 91 ساله درهم و برهمم نگاه می کنم.

از وقتی یادم می آید پدرم حمال بازار بود و توی حجره حاج ساالر فرش جابه جا می کرد و

مادرم هم در کنار کارهای خانه ،گاهی در خانه مردم کلفتی می کرد تا چرخ زندگی بچرخد

ولی همیشه خدا هشتمان گرو نهمان بود.

قسمتی از رمان

از وقتی یادم می آید پدرم حمال بازار بود و توی حجره حاج سالار فرش جابه جا می کرد و مادرم هم در کنار کارهای

خانه ،گاهی در خانه مردم کلفتی می کرد تا چرخ زندگی بچرخد ولی همیشه خدا هشتمان گرو نهمان بود . تنها

دارایمان خانه کوچک و زوار درفته ای بود که در یکی از محلات حاشیه شهر کرمان از پدر بزرگم به ارث رسیده بود.

خانه ، قدیمی و فرسوده بود دیوارها یش نم داشت ، قاب پنجره هایش زنگ زده بود ،در های چوبیش پوسته ، پوسته

شده بود و هر روز خدا یک جایش خراب می شد خواهرهای بزرگترم به اجبار پدرم خیلی زود ازدواج کردند و

به خانه بخت رفتند تا یک نان خور از سر زندگی پدرم کم شود و دو برادرم درس را ول کردند تا کار کنند ولی سر هیچ

کاری دوام نمی آوردند و بیشتر وقتشان را با بچه های نا اهل محل می گذراندن . البته با داشتن پدری که بیشتر زندگیش

پیش دوستانش و پای منقل و بافور گذشته بود رفتارهای برادرانم خیلی عجیب نبود

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 323

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین