دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان ارتعاب pdf از ستین
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ارتعاب
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی
  • نویسنده
    ستین
  • صفحات
    812
خلاصه رمان

سحر دختردانشجویی که درگیر یک شرط‌بندی می‌شود و تنها راه برنده شدنش رابطه با پسریه که نفوذ به اون کار راحتی نیست. پسری که به هیچ کدوم از دخترهای اطرافش توجه نمی‌کنه .اما مهران بازی کردن و دوست داره و سحر رو با روش خودش، وارد یک بازی خطرناک می‌کنه...

دانلود رمان ارتعاب pdf از ستین

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی

خلاصه رمان ارتعاب

سحر دختردانشجویی که درگیر یک شرط‌بندی می‌شود و تنها راه برنده شدنش

رابطه با پسریه که نفوذ به اون کار راحتی نیست. پسری که به هیچ کدوم از دخترهای اطرافش توجه نمی‌کنه

اما مهران بازی کردن و دوست داره و سحر رو با روش خودش، وارد یک بازی خطرناک می‌کنه…

قسمتی از رمان

ضربان قلبم بالا رفته بود‌.

نمی‌تونستم باور کنم. حتی همون لحظه که داشتم با چشمای خودم کثافتی که مهران برای خودش دست و پا کرده بود و می‌دیدم.

باورم نمی‌شد مردی که داخل فیلمه همسر من مهران باشه. اونم تمام لخت و روی تختی که مال من نبود.

فیلمو نگه داشتم و خوب به چهره‌ی زن زل زدم.

نمی‌شناختمش‌.

فکر کردم شاید یکی از آشناهای مهران باشه و من نمی‌شناسمش‌.

کمی جلوتر یه فیلم دیگه ضبط شده بود.

بازم همون خونه.

همون اتاق.

اما این بار پارتنرش فرق می‌کرد.

یه زن دیگه بود.

اونم نمی‌شناختم.

نفس‌هام بالا نمی‌اومد. انگار داشتم کابوس می‌دیدم.

منتظر بودم دستی بیاد و من‌و از این کابوس بیدار کند.

چشام داشت از حدقه می‌زد بیرون.

وحشت داشتم از اینکه بخوام بقیه‌ی فیلمو ببینم.

یه فیلم سرتاسر مستهجن که نقش اول مردش، همسر من بود.

همسری که فقط چند ماه از عقدم باهاش می‌گذشت.

نفسام توی گلوم مونده بود. اشک‌هام همینطور از چشمام سرازیر بود و من می‌تونستم صدای کوبنده‌ی قلبمو بشنوم.

با صدای بسته شدن در سریع فلشو از کامپیوتر کندم و با یه دکمه خاموشش کردم.

دیگه وقت نشد فلش دوم‌و ببینم.

ترسیدم مادرم منو تو این حال و روز ببینه.

حال و روزی که با جهنم فرقی نداشت.

قیمت46000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 427

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین