دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان الفبای سکوت pdf از زینب عامل
مشخصات رمان
  • نام رمان
    الفبای سکوت
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی
  • نویسنده
    زینب عامل
  • صفحات
    4900
خلاصه رمان

‹ افرا ملک › یه دختر سرتق و پرروعه که برای کار کردن به زور وارد مزرعه‌ی بزرگ ‹ تارخ نامدار › میشه


که همه بلانسبت عین سگ ازش می‌ترسن… روز اول رئیسش رو با کارگر اشتباه می‌گیره و سوتی پشت


سوتی… حالا تارخ میگه اخراجی..‌. افرا میگه نمیرررررم... فکر کن این دوتا عاشق هم بشن این وسط…


تارخ داستانمون خیلی هات و جذابه اما دخترمون حسابی اعصاب و هورموناش رو میریزه بهم..

دانلود رمان الفبای سکوت pdf از زینب عامل

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی

خلاصه رمان الفبای سکوت

‹ افرا ملک › یه دختر سرتق و پرروعه که برای کار کردن به زور وارد مزرعه‌ی بزرگ ‹ تارخ نامدار › میشه

که همه بلانسبت عین سگ ازش می‌ترسن… روز اول رئیسش رو با کارگر اشتباه می‌گیره و سوتی پشت سوتی…

حالا تارخ میگه اخراجی..‌. افرا میگه نمیرررررم… فکر کن این دوتا عاشق هم بشن این وسط…

تارخ داستانمون خیلی هات و جذابه اما دخترمون حسابی اعصاب و هورموناش رو میریزه بهم..

قسمتی از رمان

بی حوصله سشوار را به برق زد و موهایش که بلند شده بودند را خشک کرد. در طول دو ماهی که در استرالیا بود

حاضر نشده بود به آرایشگاه برود. دوست نداشت کسی جز هیراد موهایش را کوتاه کند.

باید تا آخر هفته سری به هیراد میزد و از شر این تار موهای مزاحم هم خلاص میشد. صدایی

که به گوشش خورد باعث شد تا سشوار را خاموش کند. این صدای پر انرژی فقط می‌توانست مربوط به تینا باشد.

لبخند زد. چرخید و به میز آرایشش تکیه داد. زیر لب شروع به شمردن کرد. طبق یک عادت قدیمی.

_ یک، دو، سه،… همان طور که تخمین زده بود به پنج نرسیده در اتاق باز شد و تینا

با هیجان داخل آمد. _باورم نمیشه از تخت خوابت دل کندی. _خسته نباشی. شیرین گفت

رفته بودی باشگاه. تینا جلوتر آمد و از گردن تارخ آویزان شد._اوهوم. تارخ یک دستش را بالا آورد و

آرام روی کمر او گذاشت. _خودتو لوس می‌کنی؟ تینا نفس عمیقی کشید و عطر تند تارخ را به ریه هایش

فرستاد. _از ادکلنت متنفرم. بوش بجای اینکه جذاب باشه باعث میشه آدم ناخودآگاه ازت فاصله بگیره.

تارخ دست آزادش را روی شانه‌ی تینا گذاشت و خواست او را به عقب هول دهد،

اما تینا گره دستانش را محکم تر کرد. _بیخیال! بذار یکم اینجا بمونم. دو ماهه نبودی. دلم واست تنگ بود …

 

قیمت45000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 220

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین