
دانلود رمان بهشت من pdf از زهرا قلنده
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی
خسته از قضاوتها و تعصبهای ریشهدار خانوادگی، دختری پا به راهی میذاره که تهش فقط یه چیزه: عشق واقعی. برای رسیدن به مردی که قلبش رو ربوده، هر مانعی رو کنار میزنه، حتی اگر این یعنی ایستادن مقابل باورهای سنتی خانوادهاش. اون نمیترسه، حتی وقتی همه میگن این عشق سرانجامی نداره. و در اونسو، مردی که سالها دیوار دور قلبش کشیده، به خیال اینکه با بیحسی، امنتره… اما حالا، بیخبر و آروم، دلش اسیر دختری میشه که با همه وجودش جنگیده تا بهش برسه. این، قصهی شکستن دیوارهاست… قصهی عشقی که جرئت میخواد.
قسمتی از رمان
پسر جذاب کم ندیده بودم اما این به چیز دیگه بود واقعا جوری که دلم نمیخواست ازش چشم بردارم ولی باز صدای بابا تو گوشم پیچید الیا جان؟ مگه ایسا منتظرت نیست؟ دسپاچه نگاهش کردم اره ارها یادم رفته بود. به افکار خودم خندیدم. اون مرد جذاب نگاه کردم. با تند کردم و از پله ها بالا رفتم. ایسا حتما تا الان شاکی شده. خرج داده برای افرینشش. سوار ماشین که شدم طبق انتظارم غرغراش شروع شد کجا موندی تو؟ میبینی پارک ممنوعه. خب حالا بابا. نگاهم کرد چته تو؟ چرا رنگت پریده؟ اخم کردم پله ها رو دویدم نفس بندم اومده واسه اونه. سری تکون داد و به رانندگیش ادامه داد. کل حس و حالم پریده بود و تمام فکر و ذهنم درگیر اون مرد خاص شده بود. معلوم بود حداقل 2827 سالشه وکاش لااقل اسمشو بلد بودم. رقه ای زده شد… اگه امروز خرید کرده باشه مشخصاتش تو دفتر فروش مغازه باشه. لبخندی رو لبام نشست. پیداش میکنم.
باقی روز با ایسا دور زدیم. هوا تاریک شده بود که برگشتیم خونه. تنها بدی پاییز همین بود که زود شب میشد. شام دور هم بودیم و بعده شام تو سالن داشتن فیلم میدیدن که کنار بابا نشستم بابا فردا میری مغازه؟ دست انداخت دورم اره عزیزم یه خورده حساب و کتابام رو هم انباشته شده و باید مرتبشون کنم چطور مگه؟



















