دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان بی آبان pdf از آناهید قناعت
مشخصات رمان
  • نام رمان
    بی آبان
  • ژانر
    عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی
  • نویسنده
    آناهید قناعت
  • صفحات
    2197
خلاصه رمان

بی شک من نه سیندرلا بودم و نه کوزت بینوایان من آبانم ..با داستان خودم
دختری که عاشق شد و خودش را شناخت آن عشق ، طناب نجات من شد اما نه آنطور که شما فکر می کنید...ان عشق خیلی چیزها به من بخشید...که مهم ترینش خودِ از دست رفته ام بود..اویی که ادعا می کرد عاشق است ...واقعا بود...

دانلود رمان بی آبان pdf از آناهید قناعت

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی

خلاصه رمان بی آبان

بی شک من نه سیندرلا بودم و نه کوزت بینوایان

من آبانم

با داستان خودم
دختری که عاشق شد و خودش را شناخت آن عشق ، طناب نجات من شد اما نه آنطور که شما فکر می کنید ،

ان عشق خیلی چیزها به من بخشید

که مهم ترینش خودِ از دست رفته ام بود

اویی که ادعا می کرد عاشق است

واقعا بود…

قسمتی از رمان

این منِ احمق !

اولین بار بود که در یک مجلس یا میهمانی ، تیپ خانمانه می زدم

لبه های آن مانتو نازک را بهم نزدیک تر بردم و پیش خودم گفتم هرچند بدم می اید اما خوب شد

آن جوراب شلواری ضخیم را زیر لباس عروسکی کوتاهم پوشیدم !

قدم روی سنگفرش گذاشتم و هُما سر عقب آورد و آهسته گفت :

ـ رفتیم تو باغ حواست به رفتارت باشه آبرومو نبری

سرم را بالا پایین کردم و او پشت به من شد و دست کارن را محکم تر چسبید

توی خانه محض همین آبرو ، لباسی که خودش خریده بود را با جبر تنم کرد

لباسی بالا زانو و چین دار به رنگ پوست پیازی

اگر به من بود که شلوار جین می پوشیدم با آن تاپ پلوخوری ام !!

موهایم را هم پشت سر گیس می کردم

اما هما در این مورد هم جبرش را بر سرم ریخت و این شد که موهای بلند ، پُر پشت و فرفری ام پریشان بود و

دسته ای سمج مدام روی چشم چپم می ریخت

پدرم هم مثل یویو می رفت و می امد و چشمک میزد که هرچه گفت بگو چشم

دقیقا سیاستی که خودش در مقابل هما پیش گرفته بود

من هم می گفتم چشم

احمق بودم ؟

خر بودم ؟

بودم .

خودم هم قبول دارم !

تازه مانده تا بفهمید این واژه چقدر برازنده ام است .

 

قیمت50000

چند امتیاز ستاره میدی به این رمان ؟؟

برای ثبت امتیاز روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 658

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • مهسا
    21 اردیبهشت 1405 | 16:24

    این رمان واقعا عالیه بعد از مدت ها یه کار با کیفیت و عالی رو خوندم
    نوع قلمشون برام تازگی داشت و باعث میشد کشش بیشتری به رمان پیدا کنم

    با تشکر از نویسنده خوب این رمان
    قلمتون ماندگار

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • ناشناسبه نظرم داستان قشنگی داشت گذاری کار درست کرد چون سپهر اون نمی خواسته با ازدواج ب...
  • اواسم جلد دوم بلاچاودختران‌خاموش و اسم جلد سوم کلاویه‌های قدرت است...
  • سمن نظرم درمورد این رمان هست..واقعا رنان ضعیفی بود میتونست قوی باشه ولی متاسفانه...
  • معصومهواییی حمیده تروخدا یبار دیگه ی رمان مس شیاطین سیاه بنویس ک اکیپی باشهه تروخداا خ...
  • Aylarلطفا لینک دانلود رو درست کیند نمیشه رمان رو دانلود کرد...
  • مریسلام، چرت ترین رمانیه که خوندم ،اصلا اسمش رو نباید گذاشت رمان، داستان شب بخیری ب...
  • بنده خدادوس داشتم...
  • ناشناسچه قدر لوس هرچند شاید چون مورد عشق قرار نگرفتم برای همین از قدرتمندتزین هدیه خدا...
  • نازنینخیلی رمان قشنگیه 🤩🤩...
  • نازنینخیلی قشنگ بود 🤩🤩...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | آوای خیس منبع رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین